هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه به زیباییهای معشوق و احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. شاعر از زلفهای معشوق، دهان شیرین او، و تأثیرات عشق بر خودش سخن میگوید. همچنین، او از درد فراق و نالههایش به آسمان و بسته شدن چشمهایش از گریه یاد میکند. در پایان، شاعر تأکید میکند که دلش تنها به معشوق بسته است و هرگز به عشق دیگری روی نخواهد آورد.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و صنایع ادبی پیچیدهتر، فهم آن را برای سنین پایین دشوار میکند.
شماره ۱۷۶۰ - مه به زلف تو گر شود بسته
مه به زلف تو گر شود بسته
هر زمان خوب تر شود بسته ۱
گر به زلف تو چشم بگشایم
موی در مو نظر شود بسته ۲
چون گشایی دهان شیرین را
تنگهای شکر شود بسته ۳
گر ز جورت به چرخ ناله کنم
چرخ را هفت در شود بسته ۴
دیده کز خواب بسته می نشود
هم به خون جگر شود بسته ۵
از دم سرد من عجب نبود
آب چشمم اگر شود بسته ۶
بنده خسرو که دل به مهر تو بست
کی به مهر دگر شود بسته ۷
هر زمان خوب تر شود بسته ۱
گر به زلف تو چشم بگشایم
موی در مو نظر شود بسته ۲
چون گشایی دهان شیرین را
تنگهای شکر شود بسته ۳
گر ز جورت به چرخ ناله کنم
چرخ را هفت در شود بسته ۴
دیده کز خواب بسته می نشود
هم به خون جگر شود بسته ۵
از دم سرد من عجب نبود
آب چشمم اگر شود بسته ۶
بنده خسرو که دل به مهر تو بست
کی به مهر دگر شود بسته ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۵۹ - ای رخت شمع حسن برکرده
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶۱ - جهان تا مه روشنت ساخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.