هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی معشوق و تأثیر عمیق او بر شاعر را توصیف می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شمع، ماه، شکر و آب حیات، احساسات خود را بیان می‌کند. او از نگاه معشوق، موهای او و تأثیر سحرآمیزش بر خود می‌گوید و درد فراق و عشق را شرح می‌دهد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

شماره ۱۷۵۹ - ای رخت شمع حسن برکرده

ای رخت شمع حسن برکرده
شب عشاق را سحر کرده ۱

مه به زلف تو گم شده، خود را
می بجوید چراغ بر کرده ۲

لب تو بر شکر نهاده خراج
چشم تو اندکی نظر کرده ۳

تن من نی شد و خیال لبت
بند بندم چو نیشکر کرده ۴

عکس دندان تو به طرف دهن
قطره اشک را سحر کرده ۵

پختگی دلم که پر خون است
دمبدم از غم تو سر کرده ۶

بی خبر کرد ناله گوش مرا
لیک گوش ترا خبر کرده ۷

بینمت یک شبی به خانه خویش
چو مهی سر به عقده در کرده ۸

تو چو آب حیات بر سر من
من به پای تو دیده تر کرده ۹

خسرو اندر میانت پیچیده
موی را خم ز مو کمر کرده ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۵۸ - ای فراق تو یار دیرینه
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶۰ - مه به زلف تو گر شود بسته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.