هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنج سخن میگوید، با تصاویری مانند گل، خون، آتش و زنگار که نشاندهنده درد و اشک هستند. شاعر از سوختگی دل و تنهایی مینالد و احساساتش را با طبیعت پیوند میزند.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'خون دل' و 'سوختگی جگر' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۱۷۶۶ - ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته
ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته
کز خون دلت پیرهنت رنگ گرفته ۱
آن سوختگی جگر لاله ازان است
کز آه من آتش به دل سنگ گرفته ۲
تا دست تظلم نزند کس به عنانش
تن داده به مستی و عنان تنگ گرفته ۳
از سوزن زنگار گرفته بشناسد
بس کز نم گریه مژه ام زنگ گرفته ۴
کز خون دلت پیرهنت رنگ گرفته ۱
آن سوختگی جگر لاله ازان است
کز آه من آتش به دل سنگ گرفته ۲
تا دست تظلم نزند کس به عنانش
تن داده به مستی و عنان تنگ گرفته ۳
از سوزن زنگار گرفته بشناسد
بس کز نم گریه مژه ام زنگ گرفته ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۶۵ - جان بهانه طلب و شکل تو نازآلوده
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶۷ - ای دل، ار تو عاشقی، زین غم خلاص جان مخواه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.