هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد هجران و دوری از معشوق می‌گوید و آرزوی دریافت نامه‌ای از او را دارد. او از غم و سوختگی‌های عاشقانه می‌نالد و از جانان می‌خواهد که نامه‌ای پنهانی برایش بفرستد تا تسکین‌بخش دلش باشد. شاعر همچنین از ناتوانی در خواندن نامه به دلیل گریه‌هایش سخن می‌گوید و در پایان، به درویشی اشاره می‌کند که آرزوی دریافت نامه‌ای از سلطان را دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و کنایه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۷۷۱ - قاصد نیامد کآورد زان نامسلمان نامه ای

قاصد نیامد کآورد زان نامسلمان نامه ای
جان خاک راه قاصدی کآرد ز جانان نامه ای ۱

چون کافرانم کشت غم، چون هندوانم سوخت هجر
یارب، چه بودی کامدی زان نامسلمان نامه ای ۲

بیم است، جانان، کز غمت از پرده بیرون اوفتم
تا راز من پنهان بود، بفرست پنهان نامه ای ۳

بر دل نهم آن نامه را چون کاغذی بر ریش تو
بر ریش دل مرهم کنم ناچار زینسان نامه ای ۴

خودگیر کآید نامه ای زو بر من شوریده سر
خواندن نیارم، چون کنم زین چشم گریان نامه ای ۵

تیر آورد نامه بسی، بفرست بر جانم ز تن
تا مونس گورم شود بفرست یاران نامه ای ۶

دارم به دل سودا بسی پیچیده بر هم تو به تو
بهر دل از تیغ مژه بشکاف و بر خوان نامه ای ۷

ای دیده، خوناب جگر بر نوک مژگان بر همه
پس از زبان کالبد بنویس بر جان نامه ای ۸

خسرو، در این سوز نهان بیهوده سودا می پزی
درویش را آن بخت کوکآید ز سلطان نامه ای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۷۰ - ای لبت شهر پر شکر کرده
گوهر بعدی:شماره ۱۷۷۲ - شهری ست معمور و درو از هر طرف مه پاره ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.