هوش مصنوعی:
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و ناز معشوق شکایت میکند. او از بیوفایی و رفتارهای متناقض معشوق گله میکند و در عین حال، به عشق و وفاداری خود اشاره دارد. شعر ترکیبی از احساسات عمیق، شکایت و ستایش است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی احساسات پیچیده و درد عشق هستند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۸۳۷ - باز بهر جان ما را ناز در سر می کنی
باز بهر جان ما را ناز در سر می کنی
دیده بیننده را هر دم به خون ترمی کنی ۱
گر چو مویم میکنی، بهر عدم هم دولت است
زانکه ره دورست و بار من سبک تر می کنی ۲
آفتابی تو، ولی زانجا که روز چون منی ست
کی سر اندر خانه تاریک من در می کنی ۳
گفتی از دل دور کن جان را و هم با من بساز
شرم بادت خویش را با جان برابر می کنی ۴
می کنی آن خنده ای تا ریش من بهتر شود
باز خنده می زنی و آزار دیگر می کنی ۵
ای بت بدکیش، چشم نامسلمان را بپوش
در مسلمانی چرا تاراج کافر می کنی؟ ۶
هر زمان گویی که حال خویش پیش من بگوی
آری آری، گفت خسرو نیک باور می کنی ۷
دیده بیننده را هر دم به خون ترمی کنی ۱
گر چو مویم میکنی، بهر عدم هم دولت است
زانکه ره دورست و بار من سبک تر می کنی ۲
آفتابی تو، ولی زانجا که روز چون منی ست
کی سر اندر خانه تاریک من در می کنی ۳
گفتی از دل دور کن جان را و هم با من بساز
شرم بادت خویش را با جان برابر می کنی ۴
می کنی آن خنده ای تا ریش من بهتر شود
باز خنده می زنی و آزار دیگر می کنی ۵
ای بت بدکیش، چشم نامسلمان را بپوش
در مسلمانی چرا تاراج کافر می کنی؟ ۶
هر زمان گویی که حال خویش پیش من بگوی
آری آری، گفت خسرو نیک باور می کنی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳۶ - سبزه نوخیز است و باران در فشان آید همی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۳۸ - ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.