هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر احساسات شاعر در مورد دوری از معشوق و رنج‌های ناشی از این جدایی است. شاعر از عشق و وصال سخن می‌گوید و درد فراق را توصیف می‌کند. همچنین، او به صبر و تحمل در برابر جفاهای معشوق اشاره کرده و از بی‌تفاوتی معشوق شکایت می‌کند. در نهایت، شاعر امیدوار است که معشوق به او توجه کند و نور امید را در تاریکی شب‌های فراق بتاباند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

شماره ۱۸۴۴ - ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری

ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری
ز وصال شربتم ده که بسوختم ز دوری ۱

منم و شبی و گشتی به خرابه های هجران
که عظیم دور ماندم ز ولایت صبوری ۲

چو به اختیار خاطر غم عشق برگزیدم
ز جفا هر آنچه آید بکشیم از ضروری ۳

من اگر هلاک گردم، تو چه التفات داری؟
که ز غفلت جوانی به کرشمه غروری ۴

نه خیال بر دو چشمم، نه یکی هزار منت
که توام ز دولت او شب و روز در حضوری ۵

چمن اینچنین نخندد، تو مگر بهشت و باغی
بشر اینچنین نباشد، تو مگر پری و حوری ۶

گذری اگر توانی به بهار عاشقان کن
که ز اشک من به صحرا همه لاله است و سوری ۷

به شب فراق خسرو چو چراغ سوخت آخر
شبش ار چه تیره تر شد، به چراغ از تو نوری ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۴۳ - چه شدت که از کرشمه نظری به ما نکردی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴۵ - بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.