هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و اشتیاق شاعر به معشوق و شراب است. شاعر از فراق و درد عشق سخن می‌گوید و از صبر و وفاداری خود به معشوق یاد می‌کند. او از تأثیر عمیق عشق بر روح و جان خود می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که با نوازش و عنایتش او را زنده نگه دارد. همچنین، شاعر به زیبایی و کمال معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که توصیف او در کلمات نمی‌گنجد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۱۸۴۵ - بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی

بسم از جمال ساقی و شراب ارغوانی
که به یار تشنه ام من، نه به آب زندگانی ۱

منم و شبی و گشتی چو سگان به گرد کویت
نبرم هوس به شاهی که خوشم به پاسبانی ۲

غمش ار چه کرد پیرم، گله پیش دل نیارم
من و صد هزار چون من به فدای آن جوانی ۳

برش، ای حریف غالب، که خراب کرد و مستم
نه شراب لعل روشن که سرشک ارغوانی ۴

تو ز شهر رفته و من به کمال وجد و حالت
نه زبانگ چنگ و بربط ز داری کاروانی ۵

ز فراق کشته ای و به زبان و جان نوا ده
به عنایتی که داری، به نوازشی که دانی ۶

تن من چو موم ز آتش، بگداخت در فراقت
به دل چو سنگ خارا، تو هنوز همچنانی ۷

چو نوید غم فرستی، دل مرده زنده گردد
که غذای روح باشد غم دوستان جانی ۸

مشو، ای صبا، مشوش ز نفیر دردمندان
چو ز غایبان مجلس خبری به ما رسانی ۹

طمع وصال از تو هوس و خیال باشد
که سگان کوی را کس نبرد به میهمانی ۱۰

که اگر ز شرح شوقت دل سنگ خون نگرید
ز حدیث عشق باشد سخنی بود زبانی ۱۱

صفت تو چون توانم، به سخن که هر چه خسرو
به خیال و خاطر آرد، تو به حسن بیش از آنی ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۴۴ - ز نظر اگر چه دوری، شب و روز در حضوری
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴۶ - نفسی که با نگاری گذرد به شادمانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.