هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غزل‌گونه است که در آن شاعر از زیبایی معشوق، غم فراق و اشتیاق به دیدار او سخن می‌گوید. همچنین، از تنهایی و درد عشق شکایت می‌کند و آرزوی وصال دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غم و تنهایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۱۸۵۴ - آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی

آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی
وان نه بالاست، بلاییست بدان رعنایی ۱

گر سر زلف سیه بازگشایی، چه عجب
که شود مشک تتار از غم تو شیدایی!! ۲

بر دل من غم زلف تو گره بر گره ست
با تو بگشایم اگر پیش کسی نگشایی ۳

مردم چشمی و شد خانه چشمم تاریک
تا تو در خانه دیگر شدی، ای بینایی ۴

سوی دیوار چه آیی که نیاید، صنما
هیچگه صورت دیوار بدین زیبایی ۵

هم بدان بام چو مهتاب طوافی مکن
آفتابی تو، چرا بر سر دیوار آیی؟ ۶

چند از دور، حبیبا، به سوی من نگری
چند هر ساعتی از خویشتنم بربایی ۷

بخت یاری دهدم، گر تو به من یار شوی
دولتم رو بنماید، چو تو رو بنمایی ۸

دوش پیغام تو بر ما برسیده ست، امروز
جان به شکرانه فرستیم، چه می فرمایی؟ ۹

بکشیدم سر زلف تو و خسرو داند
آنچه من می کشم امروز بدین تنهایی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۸۵۳ - باز، ای سرو خرامان، ز کجا می آیی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵۵ - چو منی را مده از دست که کمتر یابی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.