هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از دوری و تنهایی خود مینالد و از معشوق میپرسد که در نبود او چگونه است. شاعر با بیان احساسات خود، از معشوق میخواهد که حال خود را بیان کند و به غم تنهایی او توجه نشان دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و مفاهیم پیچیدهتر مانند 'غم تنهایی' و 'خون دل نوشیدن' مناسب مخاطبان با سن بالاتر است.
شماره ۱۸۵۶ - جان من، بی من درمانده تنها چونی؟
جان من، بی من درمانده تنها چونی؟
من ز غم سوخته گشتم، تو بگو تا چونی؟ ۱
بندگان را نرسد پرسش مخدوم، ولی
ای منت بنده، بگو بهر خدا تا چونی؟ ۲
هیچ می دانی کآخر غم تنهایی چیست؟
هیچ می پرسی، کای غمزده تنها چونی؟ ۳
بهر تسکین غریبی چه کمت خواهد شد؟
گر بگویی که چه حال است ترا یا چونی؟ ۴
بی من سوخته هر شب که حرامت بادا
با گل و نقل تر و جام مصفا چونی؟ ۵
خسرو از دست تو خود خون دلش می نوشد
تو بگو اینکه به نوشیدن صهبا چونی؟ ۶
خسرو از دست تو خود خون دلش می نوشد
تو بگو اینکه به نوشیدن صهبا چونی؟ ۷
من ز غم سوخته گشتم، تو بگو تا چونی؟ ۱
بندگان را نرسد پرسش مخدوم، ولی
ای منت بنده، بگو بهر خدا تا چونی؟ ۲
هیچ می دانی کآخر غم تنهایی چیست؟
هیچ می پرسی، کای غمزده تنها چونی؟ ۳
بهر تسکین غریبی چه کمت خواهد شد؟
گر بگویی که چه حال است ترا یا چونی؟ ۴
بی من سوخته هر شب که حرامت بادا
با گل و نقل تر و جام مصفا چونی؟ ۵
خسرو از دست تو خود خون دلش می نوشد
تو بگو اینکه به نوشیدن صهبا چونی؟ ۶
خسرو از دست تو خود خون دلش می نوشد
تو بگو اینکه به نوشیدن صهبا چونی؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۵۵ - چو منی را مده از دست که کمتر یابی
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵۷ - بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.