هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از غم غربت، فراق و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از دوری معشوق یا عزیزی رنج میبرد و آرزوی بازگشت او را دارد، اما در عین حال از ناکامیها و نابسامانیهای زندگی شکایت میکند. احساس تنهایی، اندوه و از دست دادن سرمایه جوانی از مضامین اصلی این شعر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق، غمانگیز و پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، مفاهیمی مانند ناامیدی و از دست دادن جوانی برای سنین پایینتر مناسب نیست.
شماره ۱۸۶۹ - ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی
ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی
یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟ ۱
در راه تو بمیرم، گرچه ترا نبینم
باری خلاص یابم از ننگ زندگانی ۲
زانجا که رفته ای تو، نفرستی ار سلامی
بر دست باد باری از خاک ره نشانی! ۳
رفتی و زآرزویت بر لب رسید جانم
مانا که زنده یابی، باز آاگر توانی ۴
از ما چو آشنایان برداشتند دل را
ای جان زار مانده، تو هم ببر گرانی ۵
ای صاحب سلامت، خفته به خواب مستی
تو در شب فراقت احوال من چه دانی؟ ۶
زین بخت نابسامان کامی نیافت خسرو
برباد آرزو شد سرمایه جوانی ۷
یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟ ۱
در راه تو بمیرم، گرچه ترا نبینم
باری خلاص یابم از ننگ زندگانی ۲
زانجا که رفته ای تو، نفرستی ار سلامی
بر دست باد باری از خاک ره نشانی! ۳
رفتی و زآرزویت بر لب رسید جانم
مانا که زنده یابی، باز آاگر توانی ۴
از ما چو آشنایان برداشتند دل را
ای جان زار مانده، تو هم ببر گرانی ۵
ای صاحب سلامت، خفته به خواب مستی
تو در شب فراقت احوال من چه دانی؟ ۶
زین بخت نابسامان کامی نیافت خسرو
برباد آرزو شد سرمایه جوانی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶۸ - گر چه سعادت بسی ست در فلک مشتری
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷۰ - ای باد باز بر سر کوی که می روی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.