هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از بی‌وفایی معشوق شکایت می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که اگر قصد کشتنش را دارد، این کار را سریعتر انجام دهد تا از درد عشق رها شود. همچنین، شاعر به معشوق یادآوری می‌کند که اگر خواهان جان اوست، دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه‌ی عمیق و دردناک است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و رنج عشق ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۱۹۰۴ - تو نیز ای بی وفا، تا کی ستم بر جان من خواهی؟

تو نیز ای بی وفا، تا کی ستم بر جان من خواهی؟
بیا تا کین من از بخت بی سامان من خواهی ۱

چه کم گردد ز خاک پای تو، آخر اگر گاهی
بدین مقدار عذر دیده گریان من خواهی ۲

اگر جان بایدت، پیش آی و بی فرمان من، بستان
که از بیگانگی باشد، اگر فرمان من خواهی ۳

اگر خواهم دهی بوسی به پشت پای خود بینی
وگر خواهی نهی، داغی دل بریان من خواهی ۴

مرا تا زنده ام از درد عشقت راحتی نبود
بکش تیغ و سرم بفگن، اگر درمان من خواهی ۵

بدان می ماند، ای غمزه که جان می خواهی از خسرو
من مسکین چه خواهم دیگر، ار تو جان من خواهی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۰۳ - ای جان ز تن رفته، به تن باز کی آیی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰۵ - ز من برگشته ای، جانا، ندانم با که می سازی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.