هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق نافرجام و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و درد دل‌هایی که از عشق او متحمل شده است را بیان می‌دارد. شعر پر از استعاره‌ها و تشبیهات زیبا درباره معشوق و احساسات شاعر است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای گروه‌های سنی پایین نامناسب باشد.

شماره ۱۹۲۱ - گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی

گر ماه تو از مشک تو آلوده نبودی
زینسان دل من خسته و پالوده نبودی ۱

ور زلف ترا شانه فراهم ننشاندی
یک، دل به سر کوی تو آسوده نبودی ۲

زینگونه نخوردی غم تو خون دل ما
گر غمزه خونخوار تو فرموده نبودی ۳

ور نرگس مست تو خبر داشتی از ما
خون خوردن ما بهر تو بیهوده نبردی ۴

تا چند کشم زین دل خود کار جفاها
ای کاش که این جان غم اندوده نبودی ۵

آسوده دلی داشته ام، ای صنم، آن روز
کاین داغ بتان بر دل گم بوده نبودی ۶

خسرو که به دامان مژه رفت درت را
افسوس که گر دامنش آلوده نبودی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۲۰ - ای کاش مرا با تو سر و کار نبودی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲۲ - امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.