هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از فراق یار و رنجهای ناشی از آن میگوید. او ابراز میکند که با از دست دادن یار، صبر و دلش را نیز از دست داده و روزگار بر او ستم کرده است. در عین حال، امیدواری به بازگشت یار و بهبود شرایط دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۹۴۹ - آنکه مرا در دل است گر به کنار آمدی
آنکه مرا در دل است گر به کنار آمدی
کسی ستم روزگار بر من زار آمدی ۱
یار ز دستم برفت، کار ز دستم نماند
کار به دست است، اگر دست به یار آمدی! ۲
دست من آنگه که گشت از سر زلفش جدا
کاش که پای حیات بر دم مار آمدی ۳
صبر و دل از من برفت، قدر ندانستمش
از پی این روزگار این دو به کار آمدی ۴
از پس سالی مگر روی نماید چو گل
غنچه که بسته قبا باد سواد آمدی ۵
خسرو از آن یک کنار جان به میان ریختی
آنکه برفت از میان گر به کنار آمدی ۶
کسی ستم روزگار بر من زار آمدی ۱
یار ز دستم برفت، کار ز دستم نماند
کار به دست است، اگر دست به یار آمدی! ۲
دست من آنگه که گشت از سر زلفش جدا
کاش که پای حیات بر دم مار آمدی ۳
صبر و دل از من برفت، قدر ندانستمش
از پی این روزگار این دو به کار آمدی ۴
از پس سالی مگر روی نماید چو گل
غنچه که بسته قبا باد سواد آمدی ۵
خسرو از آن یک کنار جان به میان ریختی
آنکه برفت از میان گر به کنار آمدی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۴۸ - من ندیدم چون تو هرگز دلبری
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵۰ - یک ره بکن ز غمزه خونین اشارتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.