هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد فراق و عشق سخن میگوید. شاعر از غربت و دوری از معشوق شکایت دارد و از غمهای عشق مینالد. در ابیاتی نیز به مفاهیمی مانند فداکاری، تسلیم در برابر عشق و حتی اشاراتی به مفاهیم مذهبی مانند زنار و صلیب پرداخته شده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه پیچیده و اشارات عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم بهکاررفته نیاز به درک ادبی و عاطفی بیشتری دارند.
شماره ۱۹۵۶ - بسی نماند که جانی برون رود ز غریبی
بسی نماند که جانی برون رود ز غریبی
هنوز می نرساند مرا ز زلف تو طیبی ۱
مباد خواب خوش آن شوخ را که غمزه شوخش
فگند خار مغیلان به خوابگاه غریبی ۲
ز درد عشق بمردم خبر دهید، رفیقان
اگر مفرح صبر است در دکان طبیبی ۳
ندادیم چو ضمانی به تیغ راضیم، اکنون
اشارتی به کرم، جان من، به سوی رقیبی ۴
چو بت پرست شدم از تو، بعد ازین من و کویت
به دوش رشته زناری و به دست صلیبی ۵
زکوة حسن بده زان به هر چه می رسی، ار چه
نمی رسد به گدایان دور مانده نصیبی ۶
به گاه دیدن تو خسرو از بلا چه خورد غم
چه غم نظارگی شاه را ز چوب نقیبی ۷
هنوز می نرساند مرا ز زلف تو طیبی ۱
مباد خواب خوش آن شوخ را که غمزه شوخش
فگند خار مغیلان به خوابگاه غریبی ۲
ز درد عشق بمردم خبر دهید، رفیقان
اگر مفرح صبر است در دکان طبیبی ۳
ندادیم چو ضمانی به تیغ راضیم، اکنون
اشارتی به کرم، جان من، به سوی رقیبی ۴
چو بت پرست شدم از تو، بعد ازین من و کویت
به دوش رشته زناری و به دست صلیبی ۵
زکوة حسن بده زان به هر چه می رسی، ار چه
نمی رسد به گدایان دور مانده نصیبی ۶
به گاه دیدن تو خسرو از بلا چه خورد غم
چه غم نظارگی شاه را ز چوب نقیبی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۵۵ - تو می روی و به نظاره تو چشم جهانی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵۷ - یار است و صد کرشمه، شهر است و خوبرویی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.