هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید، اما از بیتوجهی و بیمهری او نیز شکایت دارد. او از فراق و دوری معشوق رنج میبرد و آرزوی دیدار او را دارد. شعر همچنین حاوی مضامینی مانند عشق، زیبایی، فراق، و گذر عمر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک ادبی و عاطفی بیشتری دارند که معمولاً با افزایش سن به دست میآید.
شماره ۱۹۶۷ - دو چشم مست ترا نیست از جهان خبری
دو چشم مست ترا نیست از جهان خبری
که نشتری ست ازان غمزه ها به هر جگری ۱
تو داری آنچه پری دارد از لطافت، لیک
چه فایده که نداری ز مردمی قدری ۲
دلم ببردی تا دیگری در او نرود
دریغ باشد بر جای چون تویی دگری ۳
متاع جان که به هر دو جهانش نفروشم
اگر تو می طلبی راضیم به یک نظری ۴
چنان به روی تو مستغرقم که یادی نیست
که بر فراز فلک زهره ایست یا قمری ۵
در آن زمین که تویی پای را به عزت نه
که زیر هر کف پایی فرو شده ست سری ۶
کجاست صحبت آن دور رفتادگان، فریاد
که عمر رفت و نیامد ز رفتگان خبری! ۷
مرا که آبله شد پای دل، ترا چه خبر
که در ولایت خوبان نکرده ای سفری! ۸
نگشت خوش دل عاشق به انگبین بهشت
چه دل بود که توانا بود به گل شکری ۹
ببوس از قبل خسرو آستانش، ای باد
اگر در آن سر کو روزی افتدت گذری ۱۰
که نشتری ست ازان غمزه ها به هر جگری ۱
تو داری آنچه پری دارد از لطافت، لیک
چه فایده که نداری ز مردمی قدری ۲
دلم ببردی تا دیگری در او نرود
دریغ باشد بر جای چون تویی دگری ۳
متاع جان که به هر دو جهانش نفروشم
اگر تو می طلبی راضیم به یک نظری ۴
چنان به روی تو مستغرقم که یادی نیست
که بر فراز فلک زهره ایست یا قمری ۵
در آن زمین که تویی پای را به عزت نه
که زیر هر کف پایی فرو شده ست سری ۶
کجاست صحبت آن دور رفتادگان، فریاد
که عمر رفت و نیامد ز رفتگان خبری! ۷
مرا که آبله شد پای دل، ترا چه خبر
که در ولایت خوبان نکرده ای سفری! ۸
نگشت خوش دل عاشق به انگبین بهشت
چه دل بود که توانا بود به گل شکری ۹
ببوس از قبل خسرو آستانش، ای باد
اگر در آن سر کو روزی افتدت گذری ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۶۶ - بهاری این چنین خرم، مرا آواره دل جایی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۶۸ - من اشک بیدلان را خنده می پنداشتم روزی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.