هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد هجران و فراق یار مینالد و اشتیاق فراوان خود را به دیدار و وصال معشوق بیان میکند. او تاکید میکند که بدون خیال یار نمیخوابد و بدون لبخند او نمیخندد. شاعر پیمان خود با معشوق را تا پای جان استوار میداند و در نهایت از حال خود میپرسد که یار چگونه است، در حالی که خودش را میشناسد اما از حال معشوق بیخبر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۷ - واو راست
باز یارب چونم از هجران دوست
باز چون گم گشته ام جویان دوست ۱
تا همی خایم لب و دندان خویش
ز آرزوی آن لب و دندان دوست ۲
دیدگانم ابر درافشان شده ست
زآرزوی لفظ در افشان دوست ۳
من نخسبم بی خیال روی یار
من نخندم بی لب خندان دوست ۴
من به جان بادوست پیمان کرده ام
نشکنم تا جان بود پیمان دوست ۵
من چنینم یار گویی چون بود
آن خود دانم ندانم آن دوست ۶
باز چون گم گشته ام جویان دوست ۱
تا همی خایم لب و دندان خویش
ز آرزوی آن لب و دندان دوست ۲
دیدگانم ابر درافشان شده ست
زآرزوی لفظ در افشان دوست ۳
من نخسبم بی خیال روی یار
من نخندم بی لب خندان دوست ۴
من به جان بادوست پیمان کرده ام
نشکنم تا جان بود پیمان دوست ۵
من چنینم یار گویی چون بود
آن خود دانم ندانم آن دوست ۶
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۶
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶ - همو راست
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸ - نیزاو راست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.