هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که درباره عشق و دلدادگی به معشوق الهی سخن میگوید. شاعر از تأثیرات عمیق عشق و مستی ناشی از آن میگوید و بیان میکند که هر کس از جام عشق او بنوشد، حتی اگر سنگی باشد، توبهاش میشکند. همچنین، اشارهای به قدرت و نفوذ معشوق دارد که همه تحت تأثیر حکم او هستند و کسی نمیتواند از دام عشق او رهایی یابد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'مستی' و 'توبه شکستن' ممکن است نیاز به توضیح و تفسیر داشته باشند که برای مخاطبان با سن بالاتر مناسبتر است.
شماره ۳۰۳ - جرعه یی می نخورده از دستش
جرعه یی می نخورده از دستش
بیخودم کرد نرگس مستش ۱
هرکه از جام عشق او می خورد
توبه گر سنگ بود بشکستش ۲
بکسی مبتلا شدم که نرست
مرغ از دام و ماهی از شستش ۳
بهمه جای می رود حکمش
بهمه کس همی رسد دستش ۴
از عنایت مپرس کآن معنی
نیست در حق بنده گر هستش ۵
هرکه عاشق نشد، بدامن دوست
نرسد دست همت پستش ۶
سیف از مشک بوی دوست شنید
بر گریبان خویشتن بستش ۷
بیخودم کرد نرگس مستش ۱
هرکه از جام عشق او می خورد
توبه گر سنگ بود بشکستش ۲
بکسی مبتلا شدم که نرست
مرغ از دام و ماهی از شستش ۳
بهمه جای می رود حکمش
بهمه کس همی رسد دستش ۴
از عنایت مپرس کآن معنی
نیست در حق بنده گر هستش ۵
هرکه عاشق نشد، بدامن دوست
نرسد دست همت پستش ۶
سیف از مشک بوی دوست شنید
بر گریبان خویشتن بستش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۲ - اگرچه راه بسی بود تا من از آتش
گوهر بعدی:شماره ۳۰۴ - قند خجل می شود از لب چون شکرش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.