درباره سیف فرغانی

مولانا سِیفُ‌الدّین ابوالمَحامِد محمّد فَرغانی از شعرا و مشایخ قرن هفتم و هشتم هجری بود، وی اصلاً از فرغانه‌ی ماوراءالنهر بود که در دورهٔ سلطهٔ ایلخانان و مغولان در آسیای صغیر می‌زیست. وی در حالی که نزدیک به هشتاد سال داشت در سال ۷۴۹ هجری و در یکی از خانقاه‌های آقسرا وفات یافت.
موضوع قصیده‌های سیف فَرغانی که معرّف مهارت او در سخن پارسی است، غالباً حمد خدا و وعظ و اندرز و تحقیق و انتقاد از نابه‌سامانی‌های زمان و نیز در استقبال و جواب‌گویی به استادان مقدّم بر خود چون رودکی و خاقانی و کمال‌الدّین اسماعیل و سعدی و همام تبریزی‌است. خود سیف نیز اعتقاد داشت که شاعر استاد کسی‌است که بتواند از عهدهٔ نظیرگویی شاعران پیش از خود برآید. سیف تنها یک بار به مدح شاهان پرداخت و آن قصیده‌ای در ستایش غازان‌خان، ایلخان مغول بود که به اسلام گروید و این آیین را در قلمرو ایلخانی گسترش داد. وی در قالب‌های قصیده، قطعه، رباعی و غزل، شعر سروده که از ۱۲ هزار بیت بیشتر است و در قصیده‌های خود ردیف‌های دشوار را برمی‌گزید و در ترکیبات و مفردات از وارد کردن آثار لهجهٔ محلّی ابا نداشت.
وی در سخن از سبک خراسانی در قرن ششم هجری متأثر بود و به همین دلیل بود که وی را به سرزمین فَرغانه و ولایت سمرقند منتسب می‌داشتند. کلام او ساده و روان است و در آن واژه‌های عربی کم به کار رفته‌است؛ هرچند گاه ترکیب‌های عربی را با ترکیب‌های فارسی در بعضی از شعرهای خود درهم آمیخته و گاه نیز حتی یک مصراع را تماماً عربی آورده‌است.
غزل‌های سیف که شاید بیشتر متمایل به آن‌هاست، عادتاً وقف بر موعظه‌ها و انتقادهای اجتماعی و بیان حقیقت‌های عرفانی‌است و به شاعران دیگر نیز سفارش می‌کنند که از مدیحه‌گویی پرهیز کنند و قناعت پیشه کنند یا طبع خود را به غزل‌گویی و ستایش معشوق یا وعظ و اندرز بگمارند.

در ویکی پدیا بیشتر بخوانید

آثار ویدئویی و صوتی مرتبط با این منبع
شماره ۱ - دیدن روی تو را محرم نباشد چشم ما شماره ۲ - کسی که بار غم عشق آن پسر کشدا شماره ۳ - بیاور آنچه دل ما به یکدگر کشدا شماره ۴ - چنان به وصل تو میلیست خاطر مارا شماره ۵ - مبداء عشق ز جاییست که نیز آنجا را شماره ۶ - رفتی و دل ربودی یکشهر مبتلا را شماره ۷ - کی بنگرد برحمت چشم خوش تو ما را شماره ۸ - سوخت عشق تو من شیفته شیدارا شماره ۹ - چنان عشقش پریشان کرد ما را شماره ۱۰ - هرچه غیر دوست اندر دل همی آید ترا شماره ۱۱ - اگر دلست بجان می خرد هوای ترا شماره ۱۲ - ای که نام اشنوده باشی خسرو پرویز را شماره ۱۳ - اگر خورشید و مه نبود سعادت با درویش را شماره ۱۴ - ای به چشم دل ندیده روی یار خویش را شماره ۱۵ - ای سیم بر زکات تن وجان خویش را شماره ۱۶ - ای رفته رونق از گل روی تو باغ را شماره ۱۷ - ای بر گل روی تو حسد باغ ارم را شماره ۱۸ - گر چه وصلت نفسی می ندهد دست مرا شماره ۱۹ - کفر عشقت می کند منع از مسلمانی مرا شماره ۲۰ - ای نبرده وصل تو روزی بمهمانی مرا شماره ۲۱ - در دل عاشق اگر قدر بود جانانرا شماره ۲۲ - ترا من دوست میدارم چو بلبل مر گلستانرا شماره ۲۳ - گر عاشقی فدا کن در ره عشق جان را شماره ۲۴ - از جمال تو مگر نیست خبر سلطانرا شماره ۲۵ - پیغام روی تو چو ببردند ماه را شماره ۲۶ - پیغام روی تو چو ببردند ماه (را) شماره ۲۷ - زهی با صورت خوبت تعلق اهل معنی را شماره ۲۸ - فرامش کرد جان تو تماشاگاه اعلی را شماره ۲۹ - نگار من که به لب جان دهد جهانی را شماره ۳۰ - عاشق روی توام از من مپوش آن روی را شماره ۳۱ - ای بدل کرده آشنایی را شماره ۳۲ - ای سعادت زپی زینت وزیبایی را شماره ۳۳ - الا ای غمت شادی جان ما شماره ۳۴ - ای گل روی تو برده رونق گلزارها شماره ۳۵ - ای کرده بعشق تو دل پرورش جانها شماره ۳۶ - ما را دلیست سوخته آتش طلب شماره ۳۷ - روزی آن روی چو خورشید وبر و خال چوشب شماره ۳۸ - ای خجل از روی خوبت آفتاب شماره ۳۹ - ای خطت سلسله یی بر قمر از عنبر ناب شماره ۴۰ - ای پسته دهانت شیرین و انگبین لب شماره ۴۱ - ایا چوحسن بمعنی نکو بصورت خوب شماره ۴۲ - ای گلستان حسن ترا بنده عندلیب شماره ۴۳ - طوطی خجل فرو ماند از بلبل زبانت شماره ۴۴ - ای چو فرهاد دلم عاشق شیرین لبت شماره ۴۵ - چو حسن روی تو آوازه در جهان انداخت شماره ۴۶ - ای که شاهان جهانند گدایان درت شماره ۴۷ - دلم بربود دوش آن نرگس مست شماره ۴۸ - ای که لبت منبع آب بقاست شماره ۴۹ - دل کنون زنده بجان نیست که جانان اینجاست شماره ۵۰ - در رخت می نگرم جلوه گه جان اینجاست شماره ۵۱ - تبارک الله از آن روی دلستان که تراست شماره ۵۲ - اختر از خدمت قمر دور است شماره ۵۳ - جانا زرشک خط تو عنبر در آتش است شماره ۵۴ - ما غریبیم وشهر ازآن شماست شماره ۵۵ - عذر قدمت بسر توان خواست شماره ۵۶ - آن کو بدر تو سر نهاده است شماره ۵۷ - دلبر ما کهربا بر دست بست شماره ۵۸ - دلبری کز لطف گویی بر تنش جان غالبست شماره ۵۹ - آنکوبتست زنده بجانش چه حاجتست شماره ۶۰ - من می روم و دلم بر تست شماره ۶۱ - تا مرا آن ماه تابان دوستست شماره ۶۲ - دل چون بجان نظر فگند جای عشق تست شماره ۶۳ - روز رخت که غره ماه جمال تست شماره ۶۴ - هر کو نه خدمت تو کند در بطالتست شماره ۶۵ - باری گر آمدی و نشد یار از آن تو شماره ۶۶ - طوطی روح که دامش قفس ناسوتست شماره ۶۷ - گرمرا زلفت اوفتد در دست شماره ۶۸ - گرچه از بهر کسی جان نتوان داد ز دست شماره ۶۹ - عاشق اینجا از برای دیدن یار آمدست شماره ۷۰ - دلم بسلسله زلف یار در بندست شماره ۷۱ - بداد باز مراصحبت نگاری دست شماره ۷۲ - هان ای نسیم صبح که بویت معطرست شماره ۷۳ - بازم از جور فلک این دل غمناک پرست شماره ۷۴ - صحبت جانان بر اهل دل از جان خوشترست شماره ۷۵ - نسخه عشق تو بر رق دلم مسطورست شماره ۷۶ - اختر ازخدمت قمر دورست شماره ۷۷ - دلرا چو کرد عشق تهی و فرو نشست شماره ۷۸ - هرچه خواهی کن که برما دست حکمت مطلقست شماره ۷۹ - دل تنگم و ز عشق توام بار بر دلست شماره ۸۰ - تو آن شاهی که سلطانت غلامست شماره ۸۱ - بس کور دلست آنکه به جز تو نگرانست شماره ۸۲ - دلبرا عشق تو نه کار منست شماره ۸۳ - ای که لعل لب تو آبخور جان منست شماره ۸۴ - مهی که از غم عشقش دلم پر ازخونست شماره ۸۵ - هم کوی تو از جهان برونست شماره ۸۶ - یار من خسرو خوبان ولبش شیرینست شماره ۸۷ - روی از خلق بگردان که بحق راه اینست شماره ۸۸ - دل درو بند که دلدارت اوست شماره ۸۹ - دوست سلطان و دل ولایت اوست شماره ۹۰ - آن عاشقی که طعمه عشق تو جان اوست شماره ۹۱ - آفتاب حسن را برج شرف شد روی دوست شماره ۹۲ - ماه دو هفته را نبود نور روی دوست شماره ۹۳ - عاشقانرا می دهد دایم نشان از روی دوست شماره ۹۴ - ترا من دوست دارم تا جهان هست شماره ۹۵ - همچو من وصل ترا هیچ سزاواری هست شماره ۹۶ - مرا با رخ تو نظر بهر چیست شماره ۹۷ - ای دریغا کز وصال یار ما را رنگ نیست شماره ۹۸ - دلبرا عشق تو اندر دل وجان داشتنیست شماره ۹۹ - در سمن با آن طراوت حسن این رخسار نیست شماره ۱۰۰ - دل زمن برد آنکه جان را نزد او مقدارنیست شماره ۱۰۱ - مرا بغیر تو اندر جهان دگر کس نیست شماره ۱۰۲ - عاشقان را در ره عشق آرمیدن شرط نیست شماره ۱۰۳ - جانا بیا که مرا جان دریغ نیست شماره ۱۰۴ - کیست کاندر دو جهان عاشق دیدار تو نیست شماره ۱۰۵ - چون کنم ای جان مرااز چون تو یاری چاره نیست شماره ۱۰۶ - مرا که یک نفس از وصل یار سیری نیست شماره ۱۰۷ - چون ترا میل و مرا ازتو شکیبایی نیست شماره ۱۰۸ - گشت روی زمین چو صحن بهشت شماره ۱۰۹ - آن نگاری کو رخ گلرنگ داشت شماره ۱۱۰ - کسی کو غم عشق جانان نداشت شماره ۱۱۱ - آن نکو روی که روی ازنظرم پنهان داشت شماره ۱۱۲ - ماه پیش رخ تو تاب نداشت شماره ۱۱۳ - در کوی عشق هرکه چومن سیم وزر نداشت شماره ۱۱۴ - گرچه متاع جان بر جانان خطرنداشت شماره ۱۱۵ - زنده دل نبود کسی کو ذوق درویشان نداشت شماره ۱۱۶ - در آن زمان که دلم میل با جمالی داشت شماره ۱۱۷ - یار در شیرینی از شکر گذشت شماره ۱۱۸ - منم آن کس که عشق یارم کشت شماره ۱۱۹ - شکری بجان خریدم زلب شکرفروشت شماره ۱۲۰ - عاشق روی تو از کوی تو ناید در بهشت شماره ۱۲۱ - ای نور دیده دیده ز (روی) تو نور یافت شماره ۱۲۲ - عشق تو عالم دل جمله بیکبار گرفت شماره ۱۲۳ - دل حظ خویشتن ز رخ یار برگرفت شماره ۱۲۴ - جانم از عشقت پریشانی گرفت شماره ۱۲۵ - یار دل بر بود و از من روی پنهان کردو رفت شماره ۱۲۶ - زهی جهان شده روشن بآفتاب جمالت شماره ۱۲۷ - هر دوچشمت ز فتنه نک خفته است شماره ۱۲۸ - مرا تا دل شد اندر کار رویت شماره ۱۲۹ - بهشت روح شد گلزار رویت شماره ۱۳۰ - ای مه و خور بروی تو محتاج شماره ۱۳۱ - زهی بالعل میگونت شکر هیچ شماره ۱۳۲ - زهی بالعل تو شهد و شکر هیچ شماره ۱۳۳ - زآنگه که مست عشق تو شدسیف رابهست شماره ۱۳۴ - ای چو انجم جیش حسنت بی عدد شماره ۱۳۵ - ای زروی تو مه و خور را مدد شماره ۱۳۶ - زکوی دوست بادی بر من افتاد شماره ۱۳۷ - حق که این روی دلستان بتو داد شماره ۱۳۸ - از سر صدق ارکسی بر آستانت سر نهاد شماره ۱۳۹ - گشت گرد عالم وبر آستانت سر نهاد شماره ۱۴۰ - نگارا بارعشقت رادل وجان برنمی تابد شماره ۱۴۱ - دلم از وصل تو ای طرفه پسر نشکیبد شماره ۱۴۲ - خوشا دلی که چو تو دلبرش بدست افتد شماره ۱۴۳ - نسیم باد بهاری گر اتفاق افتد شماره ۱۴۴ - درین تفکرم ای جان که گر فراق افتد شماره ۱۴۵ - در دل از عشق کسی گر خار خارت اوفتد شماره ۱۴۶ - درین سخن صفت حسن یار چون گنجد شماره ۱۴۷ - مرا در دل غم جان می نگنجد شماره ۱۴۸ - دی یکی گفت که از عشق خبرها دارد شماره ۱۴۹ - شمع خورشید که آفاق منور دارد شماره ۱۵۰ - کسی کز دل سخن گوید دمش چون جان اثر دارد شماره ۱۵۱ - اندر ره تو دل چه بود جان چه قدر دارد شماره ۱۵۲ - روی تو که ماه را خجل دارد شماره ۱۵۳ - کسی که عشق نورزد مگو که جان دارد شماره ۱۵۴ - نگارا دل همی خواهد که عشقت را نهان دارد شماره ۱۵۵ - نور رخ تو قمر ندارد شماره ۱۵۶ - دل بی رخ خوب تو سر خویش ندارد شماره ۱۵۷ - بگو بدانکه چون من عشق یار من دارد شماره ۱۵۸ - کسی کو همچو تو جانان ندارد شماره ۱۵۹ - چشم تو کوجز دل سیاه ندارد شماره ۱۶۰ - تویی که زلف و رخت رو بکفر و دین دارد شماره ۱۶۱ - مه نکویی زروی او دارد شماره ۱۶۲ - در حلقه زلف تو هر دل خطری دارد شماره ۱۶۳ - اندرین شهر دلم سرو روانی دارد شماره ۱۶۴ - خرم آن جان که برویت نگرانی دارد شماره ۱۶۵ - عشق از هستی کس عین و اثر نگذارد شماره ۱۶۶ - دل برد از من دلبری کآرام دلها می برد شماره ۱۶۷ - گرترا بی عشق ازین سان زندگانی بگذرد شماره ۱۶۸ - نگار من چو اندر من نظر کرد شماره ۱۶۹ - بر صفحه رخسار تو آنکس که نظر کرد شماره ۱۷۰ - بر صفحه رخسار تو آنکس که نظر کرد شماره ۱۷۱ - کسی که ازلب شیرین تو دهان خوش کرد شماره ۱۷۲ - آنکس که بهر نام تو از جان زیان نکرد شماره ۱۷۳ - هرکه یک بار در آن طلعت میمون نگرد شماره ۱۷۴ - عشق تو مرا ز من برآورد شماره ۱۷۵ - هر دم دلم ز عشق تو افغان برآورد شماره ۱۷۶ - دلبرا اندوه عشقت شادی جان آورد شماره ۱۷۷ - بدل چه پند دهم تا دل از تو برگیرد شماره ۱۷۸ - از خرگه تن من دل خیمه زآن برون زد شماره ۱۷۹ - هرآن نسیم که ازکوی یار برخیزد شماره ۱۸۰ - چو پرده از رخ چون آفتاب برداری شماره ۱۸۱ - ملکست وصل تو بچو من کس کجا رسد شماره ۱۸۲ - هرکه در عشق نمیرد ببقایی نرسد شماره ۱۸۳ - دل شد ز دست و دست بدلبر نمی رسد شماره ۱۸۴ - بسی گفتم ترا گر یاد باشد شماره ۱۸۵ - دل زنده بدرد عشق باشد شماره ۱۸۶ - سعادت دل دهد آنرا که چون تو دلستان باشد شماره ۱۸۷ - دین و دنیا از آن من باشد شماره ۱۸۸ - این حسن و آن لطافت در حور عین نباشد شماره ۱۸۹ - عمر بی روی یار چون باشد شماره ۱۹۰ - گر نور حسن نبود رو کی چو ماه باشد شماره ۱۹۱ - هرچند دیده هرگز رویت ندیده باشد شماره ۱۹۲ - مرا چندانکه در سر دیده باشد شماره ۱۹۳ - دلبرم عزم سفرکردو روان خواهدشد شماره ۱۹۴ - زخاک کوی توبوی هوا معطر شد شماره ۱۹۵ - فتنه خفته ز چشم مست تو بیدار شد شماره ۱۹۶ - دل تندرست گشت چو بیمار عشق شد شماره ۱۹۷ - حسن تو بر ماه لشکر می کشد شماره ۱۹۸ - کسی که او بغم عشق مبتلا آمد شماره ۱۹۹ - دل زدستم شد و دلدار بدستم نامد شماره ۲۰۰ - ای که شیرینی تو شور در آفاق افگند شماره ۲۰۱ - ای که در باغ نکویی بتو نبود مانند شماره ۲۰۲ - هر که یک شکر از آن پسته دهان بستاند شماره ۲۰۳ - نه اهل دل بود آن کو دل از دلبر بگرداند شماره ۲۰۴ - دلی کز وصل جانان بازماند شماره ۲۰۵ - عاشقانی که مبتلای تواند شماره ۲۰۶ - مقبل آن قومی که با تو عشق دعوی کرده اند شماره ۲۰۷ - آخر ای سرو قد سیب زنخدان تا چند شماره ۲۰۸ - چه مرد عشق تو باشند خودپرستی چند شماره ۲۰۹ - چو عاشقان تو عیش شبانه می کردند شماره ۲۱۰ - مه و خورشید اگرچه رخ نیکو دارند شماره ۲۱۱ - دلبر من که همه مهر جمالش دارند شماره ۲۱۲ - قومی که جان بحضرت جانان همی برند شماره ۲۱۳ - عاشقان روی یار از وصل و هجران فارغند شماره ۲۱۴ - گر دوست حق عشق خود ازما طلب کند شماره ۲۱۵ - یار ار بچشم مست سوی ما نظر کند شماره ۲۱۶ - اول نظر که سوی تو جانان نظر کند شماره ۲۱۷ - گر درد عشق در دل و در جان اثر کند شماره ۲۱۸ - حسن رخ دوست جهان خوش کند شماره ۲۱۹ - باز آن زمان رسید که گلزار گل کند شماره ۲۲۰ - چون قهرمان عشق تو با هر که کین کند شماره ۲۲۱ - آه درد مرا دوا که کند شماره ۲۲۲ - اگر بخت و اقبال یاری کند شماره ۲۲۳ - آنچه عشقت با دل ما می کند شماره ۲۲۴ - عاشقان را که دل مرده زعشقت زنده است شماره ۲۲۵ - ای ماه اختران تو اندر زمین مهند شماره ۲۲۶ - دردمندان غم عشق دوا می خواهند شماره ۲۲۷ - گر او مراست هرچه بخواهم مرا بود شماره ۲۲۸ - غم عشق تو مقبلان را بود شماره ۲۲۹ - آن زمانی که ترا عزم سفر خواهدبود شماره ۲۳۰ - بتی که بر همه خوبان امیر خواهد بود شماره ۲۳۱ - کسی که همچو تو ازلب شکر فروش بود شماره ۲۳۲ - دولت نیافت هر که طلب کار ما نبود شماره ۲۳۳ - دل عاشق رهین جان نبود شماره ۲۳۴ - بی تو دانی حالم ای جان چون بود شماره ۲۳۵ - هرچند لطف عادت آن نازنین بود شماره ۲۳۶ - گر جمله شهر صورت و روی نکو بود شماره ۲۳۷ - دوشم اسباب عیش نیکو بود شماره ۲۳۸ - با رخ خوب تو قمر چه بود شماره ۲۳۹ - گل خوش بوی که پار از بر یار آمده بود شماره ۲۴۰ - مشکلست این که کسی را بکسی دل برود شماره ۲۴۱ - ای دل فغان که آن بت چالاک می رود شماره ۲۴۲ - رفتی و نام تو ز زبانم نمی رود شماره ۲۴۳ - از نظرت روی ما ماه منور شود شماره ۲۴۴ - هرکه او نام تو گوید دم او نور شود شماره ۲۴۵ - نام تو گر بر زبان رانم زبانم خوش شود شماره ۲۴۶ - هردم از عشق تو حال من دگرگون می شود شماره ۲۴۷ - عشق هرجا رو نماید کفرها دین می شود شماره ۲۴۸ - بی تو دل خسته جان نمی خواهد شماره ۲۴۹ - دلم بوسه زآن لعل نوشین خوهد شماره ۲۵۰ - دلم روی چون تو نگارین خوهد شماره ۲۵۱ - هرکرا داد سعادت بلقای تو نوید شماره ۲۵۲ - باز دریافتن دوست مرا چون خورشید شماره ۲۵۳ - روز عمرم بزوال آمد وشب نیز رسید شماره ۲۵۴ - در شهر اگر زمانی آن خوش پسر برآید شماره ۲۵۵ - ز کویی کآنچنان ماهی برآید شماره ۲۵۶ - سحرگه سوی ما بویی اگر زآن دلستان آید شماره ۲۵۷ - ازرخت در نظرم باغ وگلستان آید شماره ۲۵۸ - نسیم صبح پنداری زکوی یار می آید شماره ۲۵۹ - بیا که بی تو مرا کار برنمی آید شماره ۲۶۰ - ترا بصحبت ما سر (فر) ونمی آید شماره ۲۶۱ - ترا به زمن هم نفس کم نیاید شماره ۲۶۲ - حدیث عشق در گفتن نیاید شماره ۲۶۳ - ای زیاران گشته غافل ازتو خود یاری نیاید شماره ۲۶۴ - ای ترا تعبیه درتنگ شکر مروارید شماره ۲۶۵ - ای ترا پای بر سر خورشید شماره ۲۶۶ - عقل در کفر و دین سخن گوید شماره ۲۶۷ - دوش در مجلس ما بود زروی دلبر شماره ۲۶۸ - شکر اندر پسته پنهان وآب حیوان در شکر شماره ۲۶۹ - ای لبت نوشین زمن نیش فراقت دور دار شماره ۲۷۰ - ای دل از دوست جان دریغ مدار شماره ۲۷۱ - ای صبا لطفی بکن حالم بجانان عرضه دار شماره ۲۷۲ - دلا این یک سخن از من نگه دار شماره ۲۷۳ - بر در تو عاشقان دارند کار شماره ۲۷۴ - دوش ما را از سعادت بود جانان در کنار شماره ۲۷۵ - سوی صحرا شو دمی ای دوست با ما در بهار شماره ۲۷۶ - ای نامه نو رسیده از یار شماره ۲۷۷ - تا بکی این جور کشیدن ز یار شماره ۲۷۸ - چون دل گرفت لشکر سلطان عشق یار شماره ۲۷۹ - تا چند بر امید روم در سرای یار شماره ۲۸۰ - ایا نموده دهانت زلعل خندان در شماره ۲۸۱ - زهی ز خنده شیرینت شرمسار شکر شماره ۲۸۲ - ای چو شیرین بدهان پسته بگفتارشکر شماره ۲۸۳ - ای غم عشق تو چون می طرب افزای دگر شماره ۲۸۴ - خورشید منی بروی پرنور شماره ۲۸۵ - ای چو خورشید چشمه یی از نور شماره ۲۸۶ - چو ماندم (من) زسلطان جهان دور شماره ۲۸۷ - ای شکسته لب لعل تو بهای گوهر شماره ۲۸۸ - ای سر طره تو پای دلم را زنجیر شماره ۲۸۹ - ای دل وجانم شده سلطان عشقت را سریر شماره ۲۹۰ - ای دل ارزنده بعشقی منت جان برمگیر شماره ۲۹۱ - ای هما سایه قدم از در من بازمگیر شماره ۲۹۲ - مست عشقت بخود نیاید باز شماره ۲۹۳ - کبر با اهل محبت ناز با اهل نیاز شماره ۲۹۴ - خمر عشقت خوردم و کردم بمستی کشف راز شماره ۲۹۵ - چو خمر عشق تو خوردم سخن نگیرم باز شماره ۲۹۶ - لب گل در تبسم آمد باز شماره ۲۹۷ - ای رخ خوب تو آفتاب جهان سوز شماره ۲۹۸ - دلبرا من از شراب عشق مخمورم هنوز شماره ۲۹۹ - ایا بحسن چو شیرین بملک چون پرویز شماره ۳۰۰ - ای ز شیرینی شده دام مگس شماره ۳۰۱ - ای خواسته زلعل لب آن نگار بوس شماره ۳۰۲ - اگرچه راه بسی بود تا من از آتش شماره ۳۰۳ - جرعه یی می نخورده از دستش شماره ۳۰۴ - قند خجل می شود از لب چون شکرش شماره ۳۰۵ - دلارامی که همچون مه بشب بینند دیدارش شماره ۳۰۶ - گرچه جان می دهم از آرزوی دیدارش شماره ۳۰۷ - دلارامی که حیرانم من از حسن جهانگیرش شماره ۳۰۸ - شبی از مجلس مستان برآمد ناله چنگش شماره ۳۰۹ - ترکیست یارمن که نداند کس از گلش شماره ۳۱۰ - ترکیست یار من که نداند کس از گلش شماره ۳۱۱ - دلستانی که بجان نیست امان از چشمش شماره ۳۱۲ - آنچه ز تست حال من گفت نمی توانمش شماره ۳۱۳ - چون برآمد آفتاب از مشرق پیراهنش شماره ۳۱۴ - آن دلارامی که آرامی نباشد با منش شماره ۳۱۵ - چو شدبخنده شکر بار پسته دهنش شماره ۳۱۶ - ای خریداران رویت عاشقان جان فروش شماره ۳۱۷ - چون ازآن موسم کز وگرددجهان را وقت خوش شماره ۳۱۸ - ای بت پسته دهن وقت تو چون نامت خوش شماره ۳۱۹ - زهی از جمال تو گشته جهان خوش شماره ۳۲۰ - زهی از زلف تو جان حلقه در گوش شماره ۳۲۱ - تا چه معنیست در آن روی جهان آرایش شماره ۳۲۲ - منم امروز دور از مشرب خویش شماره ۳۲۳ - سزد که صبر کنم بر فراق دلبر خویش شماره ۳۲۴ - ای مرا نادیده کرده عاشق دیدار خویش شماره ۳۲۵ - عشق تو در مخزن جانم نهاد اسرار خویش شماره ۳۲۶ - من ز عشق تو رستم از غم خویش شماره ۳۲۷ - یار سلطانست ومن در خدمت سلطان خویش شماره ۳۲۸ - گر خوش کنم دهان زلب دلستان خویش شماره ۳۲۹ - ای ستم کرده همیشه با وفاداران خویش شماره ۳۳۰ - ای ز عشقت مهر و مه سرگشته در گردون خویش شماره ۳۳۱ - یار بر من در فشاند از لؤلوی مکنون خویش شماره ۳۳۲ - ای بی خبر زحسن گلستان روی خویش شماره ۳۳۳ - نظر کن روی آن دلبر ببین شمع شماره ۳۳۴ - ای ترا هرگز نبوده یاری از یاران دریغ شماره ۳۳۵ - دل سقیم شفا یابد از اشارت عشق شماره ۳۳۶ - گربشنوی که ناله کند دردمند عشق شماره ۳۳۷ - دلم ببوسه شکر خواست زآن لب چو عقیق شماره ۳۳۸ - مرا که در تن بی قوتست جانی خشک شماره ۳۳۹ - ای نرگس تو مست و لب تو شراب رنگ شماره ۳۴۰ - ای که در باغ جمالست رخ تو چون گل شماره ۳۴۱ - مرا از عشق تو دستیست بر دل شماره ۳۴۲ - ای سجده کرده پیش جمالت بت چگل شماره ۳۴۳ - ز روی پرده برافگن که خلق را عیدست شماره ۳۴۴ - ایا سلطان عشق تو نشسته بر سریر دل شماره ۳۴۵ - ایا سلطان عشق تو نشسته برسریر دل شماره ۳۴۶ - دل نمیرد تا ابد گر عشق باشد جان دل شماره ۳۴۷ - دل ز غمت زنده شد ای غم تو جان دل شماره ۳۴۸ - ای آنکه عشق تو دل جانست وجان دل شماره ۳۴۹ - ای ز زلفت حلقه یی بر پای دل شماره ۳۵۰ - تنی داری بسان خرمن گل شماره ۳۵۱ - باغ را گرچه برخ کرد بهشت آیین گل شماره ۳۵۲ - چو بیند روی تو ای نازنین گل شماره ۳۵۳ - در گلستان گرنباشد شاهد رعنای گل شماره ۳۵۴ - عاشقان راسوی خود هم خود بود جانان دلیل شماره ۳۵۵ - ما جان فدای آن رخ نیکوش می کنیم شماره ۳۵۶ - ای ز رویت پرتوی مرآفرینش را تمام شماره ۳۵۷ - آنی که کس بخوبی تو من ندیده ام شماره ۳۵۸ - بتی که ازلب او ذوق جان همی یابم شماره ۳۵۹ - گر بدان خوش پسر رسد دستم شماره ۳۶۰ - می سزد گر جان دهم چون دلستانی یافتم شماره ۳۶۱ - نه هرچه عشق توبود از درون برون کردم شماره ۳۶۲ - نگارا گرد کوی تو اگر بسیار می گردم شماره ۳۶۳ - اگر بر درگه جانان چو سگ بسیار می گردم شماره ۳۶۴ - مجلس انس ترا چون محرم راز آمدم شماره ۳۶۵ - ای توانگر چو (ن) گدایانت بدر باز آمدم شماره ۳۶۶ - نگارا تا ترا دیدم دل اندر کس نمی بندم شماره ۳۶۷ - نام تو شنیدم رخ خوب تو ندیدم شماره ۳۶۸ - چو روی تو گل رنگین ندیدم شماره ۳۶۹ - عشقم دلیل شد بسوی دوست راه دیدم شماره ۳۷۰ - باز بر لوح ضمیر از وصف روی دلبرم شماره ۳۷۱ - بیک نظر دل خلقی همی برد یارم شماره ۳۷۲ - مدتی شد که من از عشق تو سودا دارم شماره ۳۷۳ - نگارا با رخ خوبت نه من تنها هوس دارم شماره ۳۷۴ - من تحفه از دل می کنم نزدیک جانان می برم شماره ۳۷۵ - گر کسی را حسد آید که ترا می نگرم شماره ۳۷۶ - تا نقش تو هست در ضمیرم شماره ۳۷۷ - ای غم تو روغن چراغ ضمیرم شماره ۳۷۸ - اگر شبی ز وصال تو کام برگیرم شماره ۳۷۹ - چو برقع ز رخ برگشایی بمیرم شماره ۳۸۰ - از عشق دل افروزم چون شمع همی سوزم شماره ۳۸۱ - بغیر دوست نداند کسی که من چه کسم شماره ۳۸۲ - بروز وصل زهجران یار می ترسم شماره ۳۸۳ - ای سعادت مددی کن که بدان یار رسم شماره ۳۸۴ - آنجا که جای دوست بود من نمی رسم شماره ۳۸۵ - ای برده آب روی من ازعشق تو درآتشم شماره ۳۸۶ - ای برده رویت آب مه ازمهر تو درآتشم شماره ۳۸۷ - جانست وتن در آتش عشق ودرآب چشم شماره ۳۸۸ - ای منور بروی تو هر چشم شماره ۳۸۹ - شب نیست که خون نبارم ازچشم شماره ۳۹۰ - ای عارض و خط تو شده صبح و شام چشم شماره ۳۹۱ - آن توانگر بمعالی که منش درویشم شماره ۳۹۲ - گر عیب کنی که زار می نالم شماره ۳۹۳ - عشق تو زیر و زبر دارد دلم شماره ۳۹۴ - ای گنج غم نهاده بویرانه دلم شماره ۳۹۵ - گر دست دوست وار در آری بگردنم شماره ۳۹۶ - ای دوستر از جانم زین بیش مرنجانم شماره ۳۹۷ - گر دست رسد روزی در پات سرافشانم شماره ۳۹۸ - گر از ره تو بود خاک را گهر دانم شماره ۳۹۹ - بی تو بحال عجب همی گذرانم شماره ۴۰۰ - مرا که روی (تو) باید بگلستان چه کنم شماره ۴۰۱ - بمهر و مه نگرم بی تو هر زمان چه کنم شماره ۴۰۲ - بنده عشق توام زآن پادشاهی می کنم شماره ۴۰۳ - مرا گر دولتی باشد که روزی با تو بنشینم شماره ۴۰۴ - بکوش تا بنشینیم یک نفس با هم شماره ۴۰۵ - روز نوروزست وبوی گل همی آرد نسیم شماره ۴۰۶ - ما دل برای دوست ز جان برگرفته ایم شماره ۴۰۷ - در عشق دوست از سر جان نیز بگذریم شماره ۴۰۸ - ما گدای در جانان نه برای نانیم شماره ۴۰۹ - ای گشته نهان از من پیدات همی جویم شماره ۴۱۰ - غنچه چون کرد تبسم سوی صحرا نرویم شماره ۴۱۱ - آن دوست که ما ازآن اوییم شماره ۴۱۲ - ای باغ نیکویی گل روی ترا چمن شماره ۴۱۳ - ای چشم من از رخ تو روشن شماره ۴۱۴ - بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن شماره ۴۱۵ - ای از چو تو شیرین لبی صد شور در هر انجمن شماره ۴۱۶ - ای از خمار چشم تو آشوب در جهان شماره ۴۱۷ - ایا عشقت گرفته عالم جان شماره ۴۱۸ - من از خدای جهان عمر میخوهم چندان شماره ۴۱۹ - ای غمت همنشین بیداران شماره ۴۲۰ - ای گلستان شکفته بنسیم وباران شماره ۴۲۱ - از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران شماره ۴۲۲ - ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان شماره ۴۲۳ - خوبان رعیت اند وتویی پادشاهشان شماره ۴۲۴ - دلهای عاشقان تو مشتی شکسته اند شماره ۴۲۵ - ای مرغ صبح بشکن ناقوس پاسبانان شماره ۴۲۶ - ای شاه حسنت را مدد از کبریای خویشتن شماره ۴۲۷ - چو سعدی سیف فرغانی حدیث عشق با هرکس شماره ۴۲۸ - هرگز گلی اندر جهان بی خار نتوان یافتن شماره ۴۲۹ - طریق عشق جانان چیست در دریای خون رفتن شماره ۴۳۰ - ما فتنه بر توایم و تویی فتنه بر سخن شماره ۴۳۱ - ای شده لعل لب تو شکرافشان در سخن شماره ۴۳۲ - ای لبت را خواص جان دادن شماره ۴۳۳ - باسر زلف تو صعبست مسلمان بودن شماره ۴۳۴ - در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن شماره ۴۳۵ - همچون تو دلبری را از بی دلان بریدن شماره ۴۳۶ - ای گشته طالع ازرخ تو آفتاب حسن شماره ۴۳۷ - ای ایمن آفتاب رخت از زوال حسن شماره ۴۳۸ - بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن شماره ۴۳۹ - ای دل ار جانان خوهی جان ترک کن شماره ۴۴۰ - عشق را حمل بر مجاز مکن شماره ۴۴۱ - ای پسر گر عاشقی دعوی ما ومن مکن شماره ۴۴۲ - مرد محنت نیستی با عشق دمسازی مکن شماره ۴۴۳ - بپوش آن رخ و دلربایی مکن شماره ۴۴۴ - بخت و اقبال خوهی خدمت درویشان کن شماره ۴۴۵ - ای شکرلب نظری سوی من مسکین کن شماره ۴۴۶ - ای دل ای دل مهرآن مه ورز وایمان تازه کن شماره ۴۴۷ - همه جان و دلست دلبر من شماره ۴۴۸ - الا ای بچهره گلستان من شماره ۴۴۹ - ای لب لعلت شکرستان من شماره ۴۵۰ - ترا اگر چه فراغت بود ز یاری من شماره ۴۵۱ - کجایی ای سر کوی تو از جهان بیرون شماره ۴۵۲ - ایا چو فصل بهار از رخت جهانرا زین شماره ۴۵۳ - ای جمال تو رشک حورالعین شماره ۴۵۴ - از تو تا کی حال ما باشد چنین شماره ۴۵۵ - برنگ خود نیم زآن رو وزآن مو شماره ۴۵۶ - من چو از جان شده ام عاشق آن روی نکو شماره ۴۵۷ - مرا کرد بیچاره در کار او شماره ۴۵۸ - مرغ دلم صید کرد غمزه چون تیر او شماره ۴۵۹ - چو هیچ می نکنی التفات با ما تو شماره ۴۶۰ - کسی کو عشق بازد بارخ تو شماره ۴۶۱ - عاشقم بر تو و بر صورت جان پرور تو شماره ۴۶۲ - ایا گرفته مه وآفتاب نور از تو شماره ۴۶۳ - ای فغان بی دلان از چشم شوخ شنگ تو شماره ۴۶۴ - خط نورست بر آن تخته پیشانی تو شماره ۴۶۵ - ای مشک و عنبر شمه یی از بوی تو شماره ۴۶۶ - شرم دارد آفتاب ازروی تو شماره ۴۶۷ - ای زمان همچون مکان گشته حجاب روی تو شماره ۴۶۸ - ای زماه ومهر برده گوی دعوی روی تو شماره ۴۶۹ - بیناست چشم جان من از دیدن آن ماه رو شماره ۴۷۰ - دلا با عشق کن پیمان و می رو شماره ۴۷۱ - ای صبا قصه عشاق بر یار بگو شماره ۴۷۲ - ای بگرد خرمن تو خوشه چین خورشید و ماه شماره ۴۷۳ - ای که اندر چشم مستت فتنه دارد خوابگاه شماره ۴۷۴ - ای مهر ومه رعیت وروی تو پادشاه شماره ۴۷۵ - ای رقعه حسن را رخت شاه شماره ۴۷۶ - چه دلبری که رخ تست در گلستان ماه شماره ۴۷۷ - ای بزیر زلف تو سایه نشین خورشید و ماه شماره ۴۷۸ - ای لطف تو بسی مرا کار ساخته شماره ۴۷۹ - ای زمعنی مر ترا صورت چو جان آراسته شماره ۴۸۰ - ای زروی خوب تو پشت زمین آراسته شماره ۴۸۱ - بگشادی رو که رنگی بستست بر رخ تو شماره ۴۸۲ - ای پسته دهانت نرخ شکر شکسته شماره ۴۸۳ - ای همچو من بسی را عشق تو زار کشته شماره ۴۸۴ - زهی صیت حسن تو عالم گرفته شماره ۴۸۵ - بدیدم بر در یار ایستاده شماره ۴۸۶ - مرا ز عشق تو باریست بر دل افتاده شماره ۴۸۷ - ای در سخن دهانت تنگ شکر گشاده شماره ۴۸۸ - ای در لب لعل تو شکر تعبیه کرده شماره ۴۸۹ - ایا رخت زگریبان قمر برآورده شماره ۴۹۰ - ای ازلب تو مجلس ما پر شکر شده شماره ۴۹۱ - نبات خطت گرد لب رسته چیست شماره ۴۹۲ - ای خرد با عشق تو تنگ آمده شماره ۴۹۳ - تویی از اهل معنی بازمانده شماره ۴۹۴ - شکر لبی که مرا جان دهد بهر خنده شماره ۴۹۵ - خداوندا نگارم را بمن ده شماره ۴۹۶ - تو می روی و مرا نقش تست در دیده شماره ۴۹۷ - ای نکو رو مشو از اهل نظر پوشیده شماره ۴۹۸ - ای چو جان صورت خود را ز نظر پوشیده شماره ۴۹۹ - ای بنور رخ تو روی قمر پوشیده شماره ۵۰۰ - ای پیش تو ماه آسمان خیره شماره ۵۰۱ - ای دل تنگ مرا از غم تو جان تازه شماره ۵۰۲ - تا نمودی روی و دیدم گرد چشمت آن مژه شماره ۵۰۳ - از پسته تنگ خود آن یار شکر بوسه شماره ۵۰۴ - چو کرد زلف تو پیرامن قمر حلقه شماره ۵۰۵ - چو نیست غیر تو کس آفتاب با سایه شماره ۵۰۶ - ای عشق تو داده روح را می شماره ۵۰۷ - بخود نظر کن اگر می خوهی که جان بینی شماره ۵۰۸ - تا بعقل ورای خود در راه تو ننهیم پای شماره ۵۰۹ - ایا خلاصه خوبان کراست درهمه دنیی شماره ۵۱۰ - ای توانگر در خود برمن مسکین بگشای شماره ۵۱۱ - ای بکویت عاشقان رانور رویت رهنمای شماره ۵۱۲ - دوست جز دل نمی پذیرد جای شماره ۵۱۳ - ای سازگار با همه با من نساختی شماره ۵۱۴ - ای درسر من از لب میگون تو مستی شماره ۵۱۵ - ای همه هستی مبر در خود گمان نیستی شماره ۵۱۶ - روز و شب از صحبت ما بر حذر بودی ازآنک شماره ۵۱۷ - دلستانا از جهان رسم وفا برداشتی شماره ۵۱۸ - ای رفته دور از برما چون نیامدی شماره ۵۱۹ - بچشم مست خود آن را که کرده ای نظری شماره ۵۲۰ - ای رخ تو شاه ملک دلبری شماره ۵۲۱ - عشق اسلامست و دیگر کافری شماره ۵۲۲ - به کرشمه اگر از عاشق خود جان ببری شماره ۵۲۳ - ای بلبل جانم (را) از روی تو گلزاری شماره ۵۲۴ - ای زآفتاب رویت مه برده شرمساری شماره ۵۲۵ - زبار عشق توام طالب سبکساری شماره ۵۲۶ - تویی سلطان ملک حسن و چون من صد گدا داری شماره ۵۲۷ - مرا گفت دل چون چنین یار داری شماره ۵۲۸ - ای که از سیم خام تن داری شماره ۵۲۹ - تویی که عارض رخسار دلستان داری شماره ۵۳۰ - از آن شکر که تو در پسته دهان داری شماره ۵۳۱ - روی پنهان کن که آرام دل ازمن می بری شماره ۵۳۲ - جانا بیک کرشمه دل و جان همی بری شماره ۵۳۳ - دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری شماره ۵۳۴ - دلبرا حسن رخت می ندهد دستوری شماره ۵۳۵ - ای جهان ازتو مزین چو بهشت از حوری شماره ۵۳۶ - اگر چو خسرو و خاقان سزای تاج و سریری شماره ۵۳۷ - بهار آمد و گویی که باد نوروزی شماره ۵۳۸ - اگر فراق تو زین سان اثر کند روزی شماره ۵۳۹ - هم دلبر من با من دلدار شود روزی شماره ۵۴۰ - چو شود کز سر جرمم بکرم برخیزی شماره ۵۴۱ - هرکس از عشق می زند نفسی شماره ۵۴۲ - ای آنکه حسن صورت تو نیست در کسی شماره ۵۴۳ - عاشقم زنده دلی را که تو جانش باشی شماره ۵۴۴ - ای دوست بی تو ما را اندر جهان چه خوشی شماره ۵۴۵ - ای غم عشق تو برده ز دل ما تنگی شماره ۵۴۶ - مباد دل ز هوای تو یک زمان خالی شماره ۵۴۷ - ایا بدور تو از مثل تو جهان خالی شماره ۵۴۸ - در حضرت تو کآنجاسلطان کند غلامی شماره ۵۴۹ - ماه سعادتم را باشد شب تمامی شماره ۵۵۰ - دی مرا گفت آن مه ختنی شماره ۵۵۱ - ای (که) تو جان جهانی و جهان جانی شماره ۵۵۲ - در تن زنده یکی مرده بود زندانی شماره ۵۵۳ - کیست درین دور پیر اهل معانی شماره ۵۵۴ - ای چون تو نبوده گل در هیچ گلستانی شماره ۵۵۵ - ایا بحسن رخت را لوای سلطانی شماره ۵۵۶ - تعالی الله چه رویست آن بنزهت چون گلستانی شماره ۵۵۷ - درتو، زهی صورت تو گنج معانی، شماره ۵۵۸ - ایا بحسن رخت را لوای سلطانی شماره ۵۵۹ - زمهر روی توای سرو ماه پیشانی شماره ۵۶۰ - چنین که تو سمری ای پسر بشیرینی شماره ۵۶۱ - ای لب لعل ترا بنده بجان شیرینی شماره ۵۶۲ - ای گرفته زحدیث تو جهان شیرینی شماره ۵۶۳ - بحال خود چو نظر کردم از تو می پرسم شماره ۵۶۴ - دی بامداد آن صنم آفتاب روی شماره ۵۶۵ - ای نو عروس حسن ترا آفتاب روی شماره ۵۶۶ - زاندیشه تو که هست جان در وی شماره ۵۶۷ - چو دست و روی بشویی ودر نماز شوی شماره ۵۶۸ - نگاری کز رخ چون مه کند بر نیکوان شاهی شماره ۵۶۹ - مرا باز اتفاق افتاد عشق سرو بالایی شماره ۵۷۰ - اگر خورشید و مه نبود برین گردون مینایی شماره ۵۷۱ - زهی خورشید را داده رخ تو حسن و زیبایی شماره ۵۷۲ - الا ای شمع دل را روشنایی شماره ۵۷۳ - ای شده حسن ترا پیشه جهان آرایی شماره ۵۷۴ - دل در غم چون تو بی وفایی شماره ۵۷۵ - تو قبله دل وجانی چو روی بنمایی شماره ۵۷۶ - در گلشن حسن چون تو کس نیست شماره ۵۷۷ - ز دلبران همه شهر دل پذیر تویی شماره ۵۷۸ - عشق تو دردست و درمانش تویی شماره ۵۷۹ - آن روی نگر بدان نکویی شماره ۵۸۰ - این اتفاق طرفه بین کندر فتد شماره ۵۸۱ - گرخوش کند لب تو دهانم ببوسه یی شماره ۵۸۲ - ای جان من ز جوهر عشقت خزینه یی