هوش مصنوعی:
این شعر از سیف فرغانی، بیانگر نارضایتی از وضعیت اجتماعی و اخلاقی زمانه است. شاعر از بیعدالتی، حرص و طمع مردم، و فقدان مردمداری در جامعه شکایت میکند. او از این که مردم از افراد نالایق درخواست کمک میکنند و از حیوانات انتظار رفتار انسانی دارند، ابراز ناراحتی میکند. همچنین، شاعر به ضعف ایمان و توکل مردم اشاره کرده و از این که در زمانهای زندگی میکنند که اخلاق و انسانیت رو به زوال است، اظهار تاسف میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم انتقادی و اجتماعی پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به بیعدالتی و فساد اخلاقی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۸۸ - ای همه آن تو، حاجت زین و آن تا کی خوهیم
ای همه آن تو، حاجت زین و آن تا کی خوهیم
بی کسان را کس تویی از ناکسان تا کی خوهیم ۱
از امیران جود جوییم از عوانان مردمی
ما ز گربه موش و از سگ استخوان تا کی خوهیم ۲
مرده حرصند ایشان، مردمی آب بقاست
ما دم آب بقا از مردگان تا کی خوهیم ۳
با چنین ضعف یقین بر تو توکل چون کنیم
قوت حبل المتین از ریسمان تا کی خوهیم ۴
آدمی آنست کو سگ را چو مردم نان دهد
ما بگو هر آدمی نان از سگان تا کی خوهیم ۵
دیگران روزی ز حق دارند و از وی می خوهند
آنچه ما را درخورست از دیگران تا کی خوهیم ۶
پادشاهان از در سلطان ما دارند ملک
ما چو مسکین در بدر از خلق نان تا کی خوهیم ۷
مردمی از مردم آخر زمان جستن خطاست
قوت بازوی مردان از زنان تا کی خوهیم ۸
از تن اهل کرم این گرد نان سر می برند
گردران مردمی زین گردنان تا کی خوهیم ۹
این نفس سردان دل درویش چون یخ بشکنند
ما فقاع جود ازین افسردگان تا کی خوهیم ۱۰
ملک ابلیس است این ویرانه پردیو و دد
مادر و انس دل و آرام جان تا کی خوهیم ۱۱
اهل این دور آدمی را چون شیاطین ره زنند
ما نشان راه تو از ره زنان تا کی خوهیم ۱۲
سیف فرغانی ز جور ظالمان سگ صفت
شد جهان پر رنج از راحت نشان تا کی خوهیم ۱۳
بی کسان را کس تویی از ناکسان تا کی خوهیم ۱
از امیران جود جوییم از عوانان مردمی
ما ز گربه موش و از سگ استخوان تا کی خوهیم ۲
مرده حرصند ایشان، مردمی آب بقاست
ما دم آب بقا از مردگان تا کی خوهیم ۳
با چنین ضعف یقین بر تو توکل چون کنیم
قوت حبل المتین از ریسمان تا کی خوهیم ۴
آدمی آنست کو سگ را چو مردم نان دهد
ما بگو هر آدمی نان از سگان تا کی خوهیم ۵
دیگران روزی ز حق دارند و از وی می خوهند
آنچه ما را درخورست از دیگران تا کی خوهیم ۶
پادشاهان از در سلطان ما دارند ملک
ما چو مسکین در بدر از خلق نان تا کی خوهیم ۷
مردمی از مردم آخر زمان جستن خطاست
قوت بازوی مردان از زنان تا کی خوهیم ۸
از تن اهل کرم این گرد نان سر می برند
گردران مردمی زین گردنان تا کی خوهیم ۹
این نفس سردان دل درویش چون یخ بشکنند
ما فقاع جود ازین افسردگان تا کی خوهیم ۱۰
ملک ابلیس است این ویرانه پردیو و دد
مادر و انس دل و آرام جان تا کی خوهیم ۱۱
اهل این دور آدمی را چون شیاطین ره زنند
ما نشان راه تو از ره زنان تا کی خوهیم ۱۲
سیف فرغانی ز جور ظالمان سگ صفت
شد جهان پر رنج از راحت نشان تا کی خوهیم ۱۳
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۳
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۷ - قال علی لسان الولی المشار الیه والقطب المدار علیه
گوهر بعدی:شماره ۸۹ - ایا نگار صدف سینه گهر دندان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.