هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نبودن نیرو و حیات در بدن خود سخن میگوید و بیان میکند که تنها چیزی که برایش باقی مانده، نام دوست است. او خود را مانند چنگی توصیف میکند که تنها رنگ و پوستی از آن باقی مانده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعات غمگین و فلسفی آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۴۹ - خون در تن من که اصل نیروست نماند
خون در تن من که اصل نیروست نماند
وان اصل که طبع و دیده را خوست نماند ۱
بر من به جز از نام تو ای دوست نماند
چون چنگ توام به جز رنگ و پوست نماند ۲
وان اصل که طبع و دیده را خوست نماند ۱
بر من به جز از نام تو ای دوست نماند
چون چنگ توام به جز رنگ و پوست نماند ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - آنان که سر نشاط عالم دارند
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - تا خط چو دود تو دل از من بربود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.