هوش مصنوعی:
این شعر یک مدیحهسرایی است که در آن شاعر به ستایش ماه و آفتاب (نمادهای زیبایی و قدرت) و مقایسهی آنها با جمال و عظمت شخصی خاص (احتمالاً یک پادشاه یا شخصیت برجسته) میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، برتری این شخصیت را بر ماه و آفتاب نشان میدهد و از قدرت، جلال، و عدالت او سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها به دانش ادبی نسبتاً بالایی نیاز دارد. همچنین، ممکن است برخی از اشارات تاریخی یا فرهنگی برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شمارهٔ ۲۰ - در مدح خاقان کما الدین ابو القاسم محمود ارسلان خسرو توران
ای از رخت فگنده سپر ماه و آفتاب
طعنه زده جمال تو بر ماه و آفتاب ۱
زان جا که راستیست ندارند در جهان
پیش رخ تو هیچ خطر ماه و آفتاب ۲
بندند، گردهی تو اجازت ، چو بندگان
در خدمت رخ تو کمر ماه و آفتاب ۳
از زلف تو ربوده نشان مشک و غالیه
وز روی تو گرفته اثر ماه و آفتاب ۴
از ماه و آفتاب بهی تو ، که نیستند
با دو عقیق همچو شکر ماه و آفتاب ۵
در صف نیکوان بمقام مفاخرت
خواهند از رخ تو نظر ماه وآفتاب ۶
باشند با جمال تو حاضر بوقت لهو
در بزم شهریار بشر ماه و آفتاب ۷
محمود ، صفدری ، که ز لطف و ز عنف او
گیرند بار نفع و ضرر ماه و آفتاب ۸
خاقان کمال دولت و دین ، آن که بر فلک
از سهم او کنند حذر ماه و آفتاب ۹
بر خصم او کشیده سنان چرخ و روزگار
در پیش او گرفته سپر ماه و آفتاب ۱۰
بفزود ملک و دولت او عز و جاه شرع
چنان که لون و طعم و ثمر و ماه وآفتاب ۱۱
از شخص او نبوده جدا جاه و مفخرت
وز حکم او نکرده گذر ماه و آفتاب ۱۲
بنموده بر ولی و عدو ذاتش آن اثر
کندر قصب نمود و گهر ماه و آفتاب ۱۳
آفاق را فروغ ز جاه و جلال اوست
جاه و جلال اوست مگر ماه و آفتاب ۱۴
شاها ، نهند ، گر تو اشارت کنی ، بفخر
بر خاک بارگاه تو سر ماه و آفتاب ۱۵
بر آتش عزیمت تو ، وقت التهاب
باشند کمترینه شرر ماه و آفتاب ۱۶
تو ماه و فتابی و زان در جبال شد
محض سخا و عین هنر ماه و آفتاب ۱۷
با شور صولت تو هبا سیل و صاعقه
با نور طلعت تو هدر ماه و آفتاب ۱۸
در راه تو با قطار شرق و غرب
دارند شغل و پیشه سفر ماه و آفتاب ۱۹
با عزم و با بقای تو در سرعت و ضیا
ننهاده گام و نازده پر ماه و آفتاب ۲۰
بر قمع دشمنان تو هر لحظه می کشند
منزل بجایگاه دگر ماه و آفتاب ۲۱
از گنج سعد هر شب و هر روز پیش تو
آرند تحفه فتح و ظفر ماه و آفتاب ۲۲
تا مانده اند سخرهٔ فرمان ایزدی
در قبضه قضا و قدر ماه و آفتاب ۲۳
بادا نگون لوای بقای عدوی تو
چنان که در میان شمر ماه و آفتاب ۲۴
آثار اصطناع تو برخورد و بزرگ
و اعلام انتفاع تو بر ماه و آفتاب ۲۵
از روی ورای تو به شب و روز در سپهر
دیده ضیا و یافته فر ماه و آفتاب ۲۶
از تارم سپهر بچشم مناصحت
در دولت تو کرده نظر ماه و آفتاب ۲۷
طعنه زده جمال تو بر ماه و آفتاب ۱
زان جا که راستیست ندارند در جهان
پیش رخ تو هیچ خطر ماه و آفتاب ۲
بندند، گردهی تو اجازت ، چو بندگان
در خدمت رخ تو کمر ماه و آفتاب ۳
از زلف تو ربوده نشان مشک و غالیه
وز روی تو گرفته اثر ماه و آفتاب ۴
از ماه و آفتاب بهی تو ، که نیستند
با دو عقیق همچو شکر ماه و آفتاب ۵
در صف نیکوان بمقام مفاخرت
خواهند از رخ تو نظر ماه وآفتاب ۶
باشند با جمال تو حاضر بوقت لهو
در بزم شهریار بشر ماه و آفتاب ۷
محمود ، صفدری ، که ز لطف و ز عنف او
گیرند بار نفع و ضرر ماه و آفتاب ۸
خاقان کمال دولت و دین ، آن که بر فلک
از سهم او کنند حذر ماه و آفتاب ۹
بر خصم او کشیده سنان چرخ و روزگار
در پیش او گرفته سپر ماه و آفتاب ۱۰
بفزود ملک و دولت او عز و جاه شرع
چنان که لون و طعم و ثمر و ماه وآفتاب ۱۱
از شخص او نبوده جدا جاه و مفخرت
وز حکم او نکرده گذر ماه و آفتاب ۱۲
بنموده بر ولی و عدو ذاتش آن اثر
کندر قصب نمود و گهر ماه و آفتاب ۱۳
آفاق را فروغ ز جاه و جلال اوست
جاه و جلال اوست مگر ماه و آفتاب ۱۴
شاها ، نهند ، گر تو اشارت کنی ، بفخر
بر خاک بارگاه تو سر ماه و آفتاب ۱۵
بر آتش عزیمت تو ، وقت التهاب
باشند کمترینه شرر ماه و آفتاب ۱۶
تو ماه و فتابی و زان در جبال شد
محض سخا و عین هنر ماه و آفتاب ۱۷
با شور صولت تو هبا سیل و صاعقه
با نور طلعت تو هدر ماه و آفتاب ۱۸
در راه تو با قطار شرق و غرب
دارند شغل و پیشه سفر ماه و آفتاب ۱۹
با عزم و با بقای تو در سرعت و ضیا
ننهاده گام و نازده پر ماه و آفتاب ۲۰
بر قمع دشمنان تو هر لحظه می کشند
منزل بجایگاه دگر ماه و آفتاب ۲۱
از گنج سعد هر شب و هر روز پیش تو
آرند تحفه فتح و ظفر ماه و آفتاب ۲۲
تا مانده اند سخرهٔ فرمان ایزدی
در قبضه قضا و قدر ماه و آفتاب ۲۳
بادا نگون لوای بقای عدوی تو
چنان که در میان شمر ماه و آفتاب ۲۴
آثار اصطناع تو برخورد و بزرگ
و اعلام انتفاع تو بر ماه و آفتاب ۲۵
از روی ورای تو به شب و روز در سپهر
دیده ضیا و یافته فر ماه و آفتاب ۲۶
از تارم سپهر بچشم مناصحت
در دولت تو کرده نظر ماه و آفتاب ۲۷
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۲۷
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۹ - هم در مدح اتسز
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۱ - در مدح اتسز خوارزمشاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.