هوش مصنوعی:
این متن یک شعر ستایشآمیز است که در آن شاعر به تمجید از شخصی قدرتمند و عادل میپردازد. او این شخص را بالاتر از فلک و ستارگان میداند و او را شاه عالم معرفی میکند. شاعر از قدرت، عدالت، و فضایل اخلاقی این شخص سخن میگوید و تأکید میکند که بقای او باعث آسایش عالم است. همچنین، شاعر به وفاداری خود به این شخص اشاره میکند و بیان میکند که زندگی بدون حضور او برایش ارزشی ندارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۳۴ - نیز در مدح اتسز خوارزمشاه
شها ، قدر تو از فلک برترست
ستاره جناب ترا چاکرست ۱
تویی شاه عالم، و لیکن بعلم
نهاد تو خود عالمی دیگرست ۲
حسامی تو در دفع یاجوج مرگ
جهان را به از سد اسکندرست ۳
تو آن جوهری در معالی و مجد
که نه چرخ اعراض آن جوهرست ۴
من چون رأی تو اختر ثابتست
نه چون قدر تو گنبد اخضرست ۵
بقای تو آسایش عالمست
لقای تو آرایش کشورست ۶
ز موج کف گوهر افشان تو
همه صحن آفاق پر گوهرست ۷
عجب نیست از دست تو موج در
که دست تو دریای بی معبرست ۸
ازان نیزهٔ چون دم کژدمت
چو کژدم عدو دستها بر سرست ۹
وزان خنجر همچو ناب نهنگ
مخالف بکام نهنگ اندرست ۱۰
ایا پادشاهی که انصاف تو
جهان را بنیک و ببد داورست ۱۱
به غیرت زالفاظ تو لؤلؤست
بحیرت ز اخلاق تو عنبرست ۱۲
کهین پایه از قدر ولای تو
بر از هشت گردون و هفت اخترست ۱۳
در اندوه درگاه میمون تو
نه خوابست من بنده را ، نه خورست ۱۴
زتف دل و از نم دیدگان
لبم خشک و رخسارگانم ترست ۱۵
بظاهر من از رندگانم و لیک
مرا مرگ ازین زندگی خوشترست ۱۶
چو ماندستم از حضرت تو جدا
مرا زندگانی چه اندر خورست؟ ۱۷
بمان جاودان ایمن از نایبات
که یزدان تو را حافظ و یاورست ۱۸
ترا باد نصرِة که مطلوب تو
همه نصرة دین پیغمبرست ۱۹
ستاره جناب ترا چاکرست ۱
تویی شاه عالم، و لیکن بعلم
نهاد تو خود عالمی دیگرست ۲
حسامی تو در دفع یاجوج مرگ
جهان را به از سد اسکندرست ۳
تو آن جوهری در معالی و مجد
که نه چرخ اعراض آن جوهرست ۴
من چون رأی تو اختر ثابتست
نه چون قدر تو گنبد اخضرست ۵
بقای تو آسایش عالمست
لقای تو آرایش کشورست ۶
ز موج کف گوهر افشان تو
همه صحن آفاق پر گوهرست ۷
عجب نیست از دست تو موج در
که دست تو دریای بی معبرست ۸
ازان نیزهٔ چون دم کژدمت
چو کژدم عدو دستها بر سرست ۹
وزان خنجر همچو ناب نهنگ
مخالف بکام نهنگ اندرست ۱۰
ایا پادشاهی که انصاف تو
جهان را بنیک و ببد داورست ۱۱
به غیرت زالفاظ تو لؤلؤست
بحیرت ز اخلاق تو عنبرست ۱۲
کهین پایه از قدر ولای تو
بر از هشت گردون و هفت اخترست ۱۳
در اندوه درگاه میمون تو
نه خوابست من بنده را ، نه خورست ۱۴
زتف دل و از نم دیدگان
لبم خشک و رخسارگانم ترست ۱۵
بظاهر من از رندگانم و لیک
مرا مرگ ازین زندگی خوشترست ۱۶
چو ماندستم از حضرت تو جدا
مرا زندگانی چه اندر خورست؟ ۱۷
بمان جاودان ایمن از نایبات
که یزدان تو را حافظ و یاورست ۱۸
ترا باد نصرِة که مطلوب تو
همه نصرة دین پیغمبرست ۱۹
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۹
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۳ - هم در مدح اتسز گوید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۵ - در مدح علاء الدوله ابوالمظفر اتسز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.