هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به ستایش ذات الهی و وحدانیت خداوند میپردازد. شاعر با بیانهای زیبا و استعارههای عمیق، هستی مطلق را به خداوند نسبت میدهد و تأکید میکند که همهچیز از اوست و به او بازمیگردد. همچنین، متن به مفاهیمی مانند تنزیه و تشبیه، حضور خدا در همهجا، و رابطهی انسان با ذات الهی اشاره دارد.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۵ - مناجات دوم متضمن اشارت به آنکه حقیقت حق وجود صرف است و هستی مطلق جل ذکره و عم بره
ای علم هستی ما با تو پست
نیست به خود هست به تو هر چه هست ۱
ذات تو هم هستی و هم هست کن
هست کن عالم نوی و کهن ۲
هست تویی هستی مطلق تویی
هست که هستی بود الحق تویی ۳
هر چه نه هستی به سرای مجاز
باشدش البته به هستی نیاز ۴
آنچه نه محتاج به کس هستی است
بر همه کس زانش زبردستی است ۵
نام و نشانت نه و دامن کشان
می گذری بر همه نام و نشان ۶
پست و بلند از کرمت بهره مند
با تو یکی نسبت پست و بلند ۷
با همه چون جان به تن آمیزناک
پاک ز آلایش ناپاک و پاک ۸
چشم مشبه ز جمال تو کور
عقل منزه ز کمال تو دور ۹
ناقه تنزیه چو تنها فتاد
پای ز معموره به صحرا نهاد ۱۰
حادی تشبیه چو محمل براند
رفت به معموره و در گل بماند ۱۱
ای ز تو معموره و صحرا همه
بود تو هم بی همه هم با همه ۱۲
در تو نیند این دو صفت جز به هم
چون ننمایند تجاوز به هم ۱۳
هست ز تنزیه تو تشبیه تو
نیست جز این غایت تنزیه تو ۱۴
نور بسیطی و غباریت نی
بحر محیطی و کناریت نی ۱۵
نیست کناریت ولی صد هزار
گوهرت از موج فتد بر کنار ۱۶
موج تو بود آن که شدی جلوه گر
در خود و بر خود به هزاران صور ۱۷
در تتق ذات تو هر سر که بود
روی در آیینه علمت نمود ۱۸
صورتشان عکس نما شد ز ذات
ذات ز تکرار صور شد ذوات ۱۹
انجمن جمع همه عالم است
رونق آن انجمن از آدم است ۲۰
با تو خود آدم که و عالم کدام
نیست ز غیر تو نشان غیر نام ۲۱
گر چه نمایند بسی غیر تو
نیست درین عرصه کسی غیر تو ۲۲
کیست به پیدایی تو در جهان
مانده ز پیدایی خویشی نهان ۲۳
تو همه جا حاضر و من جا به جای
می زنم اندر طبلت دست و پای ۲۴
چون فتم از پای مرا دستگیر
انت نصیری و الیک المصیر ۲۵
نیست به خود هست به تو هر چه هست ۱
ذات تو هم هستی و هم هست کن
هست کن عالم نوی و کهن ۲
هست تویی هستی مطلق تویی
هست که هستی بود الحق تویی ۳
هر چه نه هستی به سرای مجاز
باشدش البته به هستی نیاز ۴
آنچه نه محتاج به کس هستی است
بر همه کس زانش زبردستی است ۵
نام و نشانت نه و دامن کشان
می گذری بر همه نام و نشان ۶
پست و بلند از کرمت بهره مند
با تو یکی نسبت پست و بلند ۷
با همه چون جان به تن آمیزناک
پاک ز آلایش ناپاک و پاک ۸
چشم مشبه ز جمال تو کور
عقل منزه ز کمال تو دور ۹
ناقه تنزیه چو تنها فتاد
پای ز معموره به صحرا نهاد ۱۰
حادی تشبیه چو محمل براند
رفت به معموره و در گل بماند ۱۱
ای ز تو معموره و صحرا همه
بود تو هم بی همه هم با همه ۱۲
در تو نیند این دو صفت جز به هم
چون ننمایند تجاوز به هم ۱۳
هست ز تنزیه تو تشبیه تو
نیست جز این غایت تنزیه تو ۱۴
نور بسیطی و غباریت نی
بحر محیطی و کناریت نی ۱۵
نیست کناریت ولی صد هزار
گوهرت از موج فتد بر کنار ۱۶
موج تو بود آن که شدی جلوه گر
در خود و بر خود به هزاران صور ۱۷
در تتق ذات تو هر سر که بود
روی در آیینه علمت نمود ۱۸
صورتشان عکس نما شد ز ذات
ذات ز تکرار صور شد ذوات ۱۹
انجمن جمع همه عالم است
رونق آن انجمن از آدم است ۲۰
با تو خود آدم که و عالم کدام
نیست ز غیر تو نشان غیر نام ۲۱
گر چه نمایند بسی غیر تو
نیست درین عرصه کسی غیر تو ۲۲
کیست به پیدایی تو در جهان
مانده ز پیدایی خویشی نهان ۲۳
تو همه جا حاضر و من جا به جای
می زنم اندر طبلت دست و پای ۲۴
چون فتم از پای مرا دستگیر
انت نصیری و الیک المصیر ۲۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۲۵
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴ - مناجات اول متضمن اشارت به شواهد جود و دلایل وجود حق سبحانه ما اعلی شأنه و اجلی برهانه
گوهر بعدی:بخش ۶ - مناجات سیم متضمن اشارت به آنکه موجب غفلت آدمی از نور شهود او دوام فیض و استمرار وجود اوست و اگر فرضا یک لحظه آن فیض منقطع شدی همه کس بر آن معنی مطلع گشتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.