هوش مصنوعی:
متن بالا بر پایهی مفاهیم اخلاقی و انسانی مانند انصاف، بخشش، دوری از اسراف، توجه به آیندهی فرزندان و ارزشهای معنوی در برابر مادیات استوار است. شاعر توصیه میکند که انسان باید از داراییهای خود بهدرستی استفاده کند، به آیندهی فرزندانش بیندیشد و از کمک به نیازمندان غافل نشود. همچنین، تأکید دارد که ثروت و زر و سیم فانی هستند و ارزش واقعی در بخشش و کرم است.
رده سنی:
14+
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و فلسفی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از واژگان و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
بخش ۳۳ - حکایت آن صاحب کرم که بر همیان درم از رشته تدبیر پندگویان بند نهاد
هر چه دهی از سر انصاف ده
قفل عدم بر در اسراف نه ۱
بعد شکستن صدف خویش را
خوار مگردان خلف خویش را ۲
بهره که دیدی ز خداوند خود
ساز ذخیره پی فرزند خود ۳
تا چه بریزد صدفت زیر خاک
بهره ور آید ز تو آن در پاک ۴
گفت که دارم سفری دور پیش
آنچه به دست است کنم زاد خویش ۵
چون بپرد طوطی من زین قفس
بهره فرزند خداوند بس ۶
دل چو قوی گشت به روزی دهم
از پی فرزند چه روزی نهم ۷
جامی ازین به غم فرزند خور
زرد مکن روی وی از مهر زر ۸
زآفت این رهزنش آگاه کن
قبله اش الرزق علی الله کن ۹
دیده وری خواند به عقل سلیم
حرف فنا از ورق زر و سیم ۱۰
خواست درین دایره تیز رو
سازدش از نقش بقا سکه نو ۱۱
عقده ز همیان درم برگرفت
جلوه به میدان کرم در گرفت ۱۲
بی درمان را درم اندوز ساخت
بی کرمان را کرم آموز ساخت ۱۳
هر زر و سیمی که به درویش داد
آنچه طلب کرد بسی بیش داد ۱۴
گفت فضولی ز کرم دست تنگ
کای شده پیش تو یکی سیم و سنگ ۱۵
قفل عدم بر در اسراف نه ۱
بعد شکستن صدف خویش را
خوار مگردان خلف خویش را ۲
بهره که دیدی ز خداوند خود
ساز ذخیره پی فرزند خود ۳
تا چه بریزد صدفت زیر خاک
بهره ور آید ز تو آن در پاک ۴
گفت که دارم سفری دور پیش
آنچه به دست است کنم زاد خویش ۵
چون بپرد طوطی من زین قفس
بهره فرزند خداوند بس ۶
دل چو قوی گشت به روزی دهم
از پی فرزند چه روزی نهم ۷
جامی ازین به غم فرزند خور
زرد مکن روی وی از مهر زر ۸
زآفت این رهزنش آگاه کن
قبله اش الرزق علی الله کن ۹
دیده وری خواند به عقل سلیم
حرف فنا از ورق زر و سیم ۱۰
خواست درین دایره تیز رو
سازدش از نقش بقا سکه نو ۱۱
عقده ز همیان درم برگرفت
جلوه به میدان کرم در گرفت ۱۲
بی درمان را درم اندوز ساخت
بی کرمان را کرم آموز ساخت ۱۳
هر زر و سیمی که به درویش داد
آنچه طلب کرد بسی بیش داد ۱۴
گفت فضولی ز کرم دست تنگ
کای شده پیش تو یکی سیم و سنگ ۱۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۵
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۳۲ - مقاله ششم در اشارت به زکات که سرمایه بالش مال و مالش نفس بخل سگال است
گوهر بعدی:بخش ۳۴ - مقاله هفتم در اشارت به زیارت بیت الله الحرام که به وادی تگ و پویش در پس هر سنگی سرهنگی سر نهاده و در بوادی جست و جویش در هر بن خاری گرفتاری از پای درافتاده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.