هوش مصنوعی:
این متن عرفانی بیانگر عشق و بندگی به معشوق الهی است. شاعر از عاشقانی سخن میگوید که با دلسوختگی و تمنّا به درگاه معشوق روی آوردهاند. آنها با فقر و فنا آشنا شدهاند و در راه صدق و صفا تلاش کردهاند. شاعر خود را بنده و سگ درگاه معشوق میداند و از او میخواهد که او را از داغ سگان خود محروم نکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی عمیق و استعارههای پیچیده است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
بخش ۴۵ - مناجات در توجه به مقام صبر بعد از تحقق به مقام فقر
ای به سویت همه را روی نیاز
چشم لطف تو به روی همه باز ۱
عاشقان کشته سودای تواند
داغ بر دل به تمنای تواند ۲
درد دم بر دم تو همدمشان
داغ بی مرهم تو مرهمشان ۳
رسته از خود ز پرستندگیت
خواجگی یافته از بندگیت ۴
خرقه فقر و فنا پوشیده
در ره صدق و صفا کوشیده ۵
گردن افراخته از طوق سگی
کرده در راه وفا تیز تگی ۶
بنده جامی که سگ ایشان است
همچو ایشان ز وفاکیشان است ۷
در کمند تو فتاده ست به بند
خالی از داغ سگانش مپسند ۸
بست از خوان غنا دیده خویش
استخوانی نهش از فقر به پیش ۹
صبر بر فقر و فناش آیین کن
تلخی صبر بر او شیرین کن ۱۰
چشم لطف تو به روی همه باز ۱
عاشقان کشته سودای تواند
داغ بر دل به تمنای تواند ۲
درد دم بر دم تو همدمشان
داغ بی مرهم تو مرهمشان ۳
رسته از خود ز پرستندگیت
خواجگی یافته از بندگیت ۴
خرقه فقر و فنا پوشیده
در ره صدق و صفا کوشیده ۵
گردن افراخته از طوق سگی
کرده در راه وفا تیز تگی ۶
بنده جامی که سگ ایشان است
همچو ایشان ز وفاکیشان است ۷
در کمند تو فتاده ست به بند
خالی از داغ سگانش مپسند ۸
بست از خوان غنا دیده خویش
استخوانی نهش از فقر به پیش ۹
صبر بر فقر و فناش آیین کن
تلخی صبر بر او شیرین کن ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴۴ - حکایت آن شیر زن موصلی که به روبه بازی موصل اخبار خواجه ای که طالب مواصلت وی بود پای توکل از پیشه فقر بیرون ننهاد
گوهر بعدی:بخش ۴۶ - عقد سیزدهم در بیان صبر که در اجتناب از مناهی رنج بردن است و بر اکتساب مراضی پای فشردن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.