هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که از عشق و وابستگی به معشوق الهی سخن میگوید. شاعر از جدایی از دنیای مادی و پیوستن به عشق حقیقی میگوید و از رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به حکمت و معرفت الهی سخن میراند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بخش ۱۱۱ - مناجات در تقریب نصایح انگیختن
ای ز تو ملک و ملک رفته ز دست
شتران فلک از ذوق تو مست ۱
بیم آنست که این هفت و چهار
بگسلانند ز مهر تو مهار ۲
در بیابان غمت روی نهند
جان شیرین به تک و پوی دهند ۳
ای خوش آن رهرو از خود رسته
رقص دایم ز تو در پیوسته ۴
زیر پایش چو کند پای ز سر
نشتر خار بود سبزه تر ۵
خارج از دایره صلح و نزاع
کرده سر پی سپر راه سماع ۶
ساز خاک قدمش جامی را
ببر از وی به دمش خامی را ۷
جرعه جام فنایش بچشان
بر سر خوان وفایش بنشان ۸
قید تقلید ز جانش بگشای
رشح حکمت ز زبانش بگشای ۹
به نصیحت نفسش دار روان
باز کن گوش نصیحت شنوان ۱۰
شتران فلک از ذوق تو مست ۱
بیم آنست که این هفت و چهار
بگسلانند ز مهر تو مهار ۲
در بیابان غمت روی نهند
جان شیرین به تک و پوی دهند ۳
ای خوش آن رهرو از خود رسته
رقص دایم ز تو در پیوسته ۴
زیر پایش چو کند پای ز سر
نشتر خار بود سبزه تر ۵
خارج از دایره صلح و نزاع
کرده سر پی سپر راه سماع ۶
ساز خاک قدمش جامی را
ببر از وی به دمش خامی را ۷
جرعه جام فنایش بچشان
بر سر خوان وفایش بنشان ۸
قید تقلید ز جانش بگشای
رشح حکمت ز زبانش بگشای ۹
به نصیحت نفسش دار روان
باز کن گوش نصیحت شنوان ۱۰
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۱۱۰ - حکایت صوفی و اعرابی که غلام وی به حسن حدی شتران وی را هلاک کرده بود
گوهر بعدی:بخش ۱۱۲ - عقد سی و پنجم در دولتخواهی سلاطین که عدل ایشان سرمایه آبادانی است و ظلم ایشان پیرایه ویرانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.