هوش مصنوعی: این متن به بیان تحول از عالم معنا به عالم صورت و سقوط از ملکوت به دنیای مادی می‌پردازد. شاعر از حالتی دردناک سخن می‌گوید که در آن حقیقت جای خود را به مجاز داده و انسان از اصل الهی خود دور افتاده است. او از تناقض وجود انسانی، ترکیب روح و جسم، و گرفتاری در خوی حیوانی می‌نالد و در نهایت به ظهور حقیقت و ناپدید شدن مجاز اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و اشارات موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

بخش ۷ - در بیان تبدل از عالم بسط به عالم قبض و تنزل از ملک معنی بجهان صورت گوید:

در بیان تبدل از عالم بسط به عالم قبض و تنزل از ملک معنی بجهان صورت گوید: ۱

وه! که این مطلب ندارد انتها
قصه را سر رشته شد از کف رها ۲

وای وای ایندل گرانجانی گرفت
این فرشته، خوی حیوانی گرفت ۳

آنکه پنهان بد مرا در تن چه شد؟
آن سخن گوی از زبان من چه شد؟ ۴

چونشد آنکز گوش میکرد استماع
وز لب من کف ز پای من سماع ۵

من کیم؟ گردی ز خاک انگیخته
قالبی از آب و از گل ریخته ۶

کوزه‌یی بنهاده در راه صبا
ای عجب آبی هدر خاکی هبا ۷

من کیم؟ موجی ز دریا خاسته
قالبی افزوده روحی کاسته ۸

عاجزی، محوی، عجولی، جاهلی
مضطری، ماتی، فضولی، کاهلی ۹

نک حقیقت آمد و طی شد مجاز
شوخمش گوینده گفتن کرد ساز: ۱۰

ای بحیرت مانده اندر شام داج
آفتاب آمد برون، اطفی السراج ۱۱
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۷۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:بخش ۶ - در بیان اینکه چون طالب، تعینات را در قمار طلب بباخت و هستی خود را در هستی مطلوب نیست ساخت و در فنای او باقی شد، لاجرم هم میخواره و هم ساقی شد و اگر هم
گوهر بعدی:بخش ۸ - در انتقال بعالم بسیط بسط و اتصال بدریای محیط وجد و بیان اینکه چون صاحب جمال، جمال خود نماید و ناظران را دل از کف رباید، بر مقتضای حکمت، به آزارشان کوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.