هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و هجران می‌گوید و آرزو می‌کند که مانند باد صبا بتواند به سوی معشوق پرواز کند. او از درد فراق و عشق بی‌پاسخ شکایت می‌کند، اما در عین حال به فضل خداوند امیدوار است و رضایت خود را به همه چیز جز معشوق اعلام می‌دارد. در پایان، شاعر معشوق را یوسف جان خود می‌خواند و از غم هجران او می‌نالد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۲ - کاش که من بودمی هم ره باد صبا

کاش که من بودمی هم ره باد صبا
تا گذری کردمی وقت سحر بر سبا ۱

نامه ی بلقیس جان سوی سلیمان دل
کس نرساند مگر هدهد باد صبا ۲

گر بگشاید ز هم چین سر زلف دوست
بیش نبوید کسی نافه ی مشک ختا ۳

بی هده جان می کنم خون جگر می خورم
این منم آخر چنین دوست کجا من کجا ۴

مهر تو با جان من در ازل آمیختند
هجر ، مرا و تو را کی کند از هم جدا ۵

آری اگر حاسدان تعبیه ای ساختند
شکر که نومید نیست بنده ز فضل خدا ۶

ور بستاند ز من دنیی و دین باک نیست
بر همه چیز دگر غیر تو دارم رضا ۷

یوسف جانم تویی زنده به بوی تو ام
چند کنم پیرهن در غم هجرت قبا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱ - پاکا منّزها متعالی مهیمنا
گوهر بعدی:شماره ۳ - به آب توبه فرو شستم آتش صهبا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.