هوش مصنوعی: شاعر در این متن به بیان احساسات عمیق خود نسبت به معشوق می‌پردازد. او غم و اندوه ناشی از عشق و دوری را توصیف می‌کند و تأکید دارد که تنها غم معشوق برایش اهمیت دارد. شاعر از اسارت در دام عشق و زلف معشوق سخن می‌گوید و از ناامیدی و انتظار برای وصال می‌نالد. در پایان، او از رنج‌های عشق و بی‌پناهی خود سخن می‌گوید و از معشوق درخواست رعایت و ترحم دارد.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'خون دل' و 'غم هجران' ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.

شماره ۱۸۰ - اگر عنایت غم نیستی که یار من است

اگر عنایت غم نیستی که یار من است
که را غم من و اندوه بیشمار من است ۱

غم تو یک نفس از من نمی شود غایب
هم اوست در همه عالم که یارغار من است ۲

مرا نه یار و نه اغیار جز تو یاری نیست
غمی دگر نخورم چون غم تو یار من است ۳

به دام زلف تو افتادم و عجب تر این
که من مقیدم و دام من شکار من است ۴

اگر به وصل نخواهی نواخت واویلا
که مالک غم هجران در انتظار من است ۵

نهاده ام سر بیچارگی و مسکینی
همین دگر چه به بازوی اقتدار من است ۶

به ترک هستی خود گفتن و به بودن نیست
نه مرد کار چنینم اگر نه کار من است ۷

ز پیر عشق شنیدم که گفت هر حلّاج
نه رازدار انا الحق نه مرد دار من است ۸

شدم ز دست وگر باورت نمی شود
به خاک پای تو سوگند استوار من است ۹

ز بس که خون دل از چشم من فرو ریزد
گمان برند که یاقوت در کنار من است ۱۰

رعایتی دگرم گر نمی کنی باری
همین قدر که نزاری زار زار من است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۷۹ - بده بیار که می مایه ی حیات من است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۱ - نتیجه ای که زافکار نیم جان من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.