هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج شاعر از هجران معشوق است. او از بیطاقتی در فراق، بیقراری، و اندوه عمیق خود میگوید و اشاره میکند که وجود معشوق برایش حیاتی است. شاعر به رغم تمام رنجها، همچنان وفادار است و از ایمان به معشوق سخن میگوید. همچنین، او از ناامیدی و قطع امید از وصلت مینالد اما همچنان تسلیم تقدیر نیست.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانهی عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی، هجران، و تسلیم در برابر تقدیر نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۱۹ - علم الله که دگر طاقت هجرانم نیست
علم الله که دگر طاقت هجرانم نیست
بی وجودت فرحی در تن بی جانم نیست ۱
جمع چون باشم و آسوده دل و خوش خاطر
دیر شد تا به کف آن زلف پریشانم نیست ۲
شدم از نقش خیال تو چو سوزن باریک
میکشم درد و سر رشته به فرمانم نیست ۳
گر اشارت بود از دوست چه باک از دشمن
روی در کعبه بود خوف بیابانم نیست ۴
به سر خویش نی ام ساکن این کنج چو گنج
جز تحمل چه توان کرد چو درمانم نیست ۵
نیست با مذهب و دین دگرانم کاری
کافرم گر به سر زلف تو ایمانم نیست ۶
دارم از غایت تشویش ، سری سودایی
ور شود در سر سودات پشیمانم نیست ۷
از تو محروم روا نیست چو من مظلومی
گوی تقدیر ولی در خم چوگانم نیست ۸
سخت کاری است پس از عهد وفا ، نومیدی
راستی قطع توقع ز تو آسانم نیست ۹
تو مرو از سر پیمان نزاری و اگر
برود بر سر من تیغ، غم آنم نیست ۱۰
بی وجودت فرحی در تن بی جانم نیست ۱
جمع چون باشم و آسوده دل و خوش خاطر
دیر شد تا به کف آن زلف پریشانم نیست ۲
شدم از نقش خیال تو چو سوزن باریک
میکشم درد و سر رشته به فرمانم نیست ۳
گر اشارت بود از دوست چه باک از دشمن
روی در کعبه بود خوف بیابانم نیست ۴
به سر خویش نی ام ساکن این کنج چو گنج
جز تحمل چه توان کرد چو درمانم نیست ۵
نیست با مذهب و دین دگرانم کاری
کافرم گر به سر زلف تو ایمانم نیست ۶
دارم از غایت تشویش ، سری سودایی
ور شود در سر سودات پشیمانم نیست ۷
از تو محروم روا نیست چو من مظلومی
گوی تقدیر ولی در خم چوگانم نیست ۸
سخت کاری است پس از عهد وفا ، نومیدی
راستی قطع توقع ز تو آسانم نیست ۹
تو مرو از سر پیمان نزاری و اگر
برود بر سر من تیغ، غم آنم نیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۸ - محنت سرای دهر چو جای مقام نیست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۰ - مرا به صبر نمودن ، ثبات ممکن نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.