هوش مصنوعی:
این متن بیانگر حسرت و اندوه شاعر از گذر سریع عمر و جوانی، از دست دادن فرصتها و ناامیدی از تغییر سرنوشت است. شاعر از بیثباتی دنیا و ناتوانی انسان در برابر تقدیر شکایت میکند و با تصاویر شاعرانه مانند باد صبحگاهی و تیر کمان، گذرا بودن زندگی را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی درباره گذر عمر و تقدیر است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن حسرتآمیز و ناامیدی موجود در متن برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۳۳۷ - دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت
دریغ عمر که بی روی دوستان بگذشت
چو باد صبح که بر طرف بوستان بگذشت ۱
دریغ سود ندارد چو اختیار از دست
برفت هم چو خدنگی که از کمان بگذشت ۲
بهار عمر جوانی و بی غمی افسوس
که هم چو قافله ی باد مهرگان بگذشت ۳
تو خود قیاس کن ای بی خبر که در دل ما
چه آتش است که دودش ز آسمان بگذشت ۴
بسوخت حلق من از بس که برق آه دلم
ز سینه هم چو براق سبک عنان بگذشت ۵
هنوز دیده به هم می نهم تعالی الله
ز هر چه بر سرم از گردش زمان بگذشت ۶
چه حاصل از سفر بی مراد هیچ همین
فسانه ای که فلان آمد و فلان بگذشت ۷
نزاریا چه کنی چاره نیست تن درده
به جور چرخ که کار تو زین و آن بگذشت ۸
چو باد صبح که بر طرف بوستان بگذشت ۱
دریغ سود ندارد چو اختیار از دست
برفت هم چو خدنگی که از کمان بگذشت ۲
بهار عمر جوانی و بی غمی افسوس
که هم چو قافله ی باد مهرگان بگذشت ۳
تو خود قیاس کن ای بی خبر که در دل ما
چه آتش است که دودش ز آسمان بگذشت ۴
بسوخت حلق من از بس که برق آه دلم
ز سینه هم چو براق سبک عنان بگذشت ۵
هنوز دیده به هم می نهم تعالی الله
ز هر چه بر سرم از گردش زمان بگذشت ۶
چه حاصل از سفر بی مراد هیچ همین
فسانه ای که فلان آمد و فلان بگذشت ۷
نزاریا چه کنی چاره نیست تن درده
به جور چرخ که کار تو زین و آن بگذشت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۶ - رمضان سلّمه الله به سلامت بگذشت
گوهر بعدی:شماره ۳۳۸ - چه فتنه بود که در عید گه جنان بگذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.