هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به انتظار یاری دلبسته است که شاید روزی بیاید و غمهایش را بزداید. او امیدوار است که این یار، همانند یک جوانمرد، به او توجه کند و شبی را با او بگذراند. شاعر همچنین از ناتوانی خود میگوید و از یار میخواهد که به زاریهایش توجه کند و او را ببخشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶۱۵ - یار با ما یک زمانی در میان آید مگر
یار با ما یک زمانی در میان آید مگر
پرده از رویِ جهانآرای بگشاید مگر ۱
چشمِ آن دارم که همچون روی شهرآرایِ خویش
کلبۀ احزانِ ما یک شب بیاراید مگر ۲
با سرِ پیمانۀ فطرت شود هم عاقبت
یک شبی تا روز با ما باده پیماید مگر ۳
محرمی میبایدم کز من پیامی میبرد
هم جوانمردی کند تشریف فرماید مگر ۴
قامتِ چالاکِ او آمد خرامان از درم
و آن قیامت را که میگویند بنماید مگر ۵
قصدِ جانم گر ندارد بر دلم رحم آورد
همّتش را سر به خونِ من فرو ناید مگر ۶
چون نه زر داری و نه زور ای نزاری هم چو زیر
زاریی میکن که دانم هم ببخشاید مگر ۷
پرده از رویِ جهانآرای بگشاید مگر ۱
چشمِ آن دارم که همچون روی شهرآرایِ خویش
کلبۀ احزانِ ما یک شب بیاراید مگر ۲
با سرِ پیمانۀ فطرت شود هم عاقبت
یک شبی تا روز با ما باده پیماید مگر ۳
محرمی میبایدم کز من پیامی میبرد
هم جوانمردی کند تشریف فرماید مگر ۴
قامتِ چالاکِ او آمد خرامان از درم
و آن قیامت را که میگویند بنماید مگر ۵
قصدِ جانم گر ندارد بر دلم رحم آورد
همّتش را سر به خونِ من فرو ناید مگر ۶
چون نه زر داری و نه زور ای نزاری هم چو زیر
زاریی میکن که دانم هم ببخشاید مگر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۱۴ - روزی به ما رجعت کند آن مشتری سیما مگر
گوهر بعدی:شماره ۶۱۶ - به آواز تو خرسندم که باری بشنوم دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.