هوش مصنوعی: این شعر از حافظ است که در آن شاعر به ستایش شراب و مستی پرداخته و از عقل و عرفان فاصله گرفته است. او از حالات مستی و بی‌خودی سخن می‌گوید و به اصول و فروع دینی بی‌اعتناست. شاعر خود را غلام همت نیک نفس می‌داند و از درد و رنج زندگی شکایت می‌کند. در نهایت، او به اصل خود بازمی‌گردد و از اعتقادات نزاری دفاع می‌کند.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مضامین مرتبط با شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد. همچنین، مفاهیم عرفانی و انتقادی آن نیاز به درک و بلوغ فکری بیشتری دارد.

شماره ۷۲۸ - خروس بانگ برآورد و صبح کرد طلوع

خروس بانگ برآورد و صبح کرد طلوع
صبوح لازم حال است در اصول و فروع ۱

گزیر نیست ز شرب مدام و مادامم
که اهل راز درین شیوه کرده اند شروع ۲

حکیم نیست که گوید نمی خورم باده
به نزد عقل روا نیست عذر نا مسموع ۳

چو بوی می به دماغم رسد دلِ مستم
شود کف افکن از اضطراب چون مصروع ۴

غلام همت آن نیک نفس خوش نفسم
که خاطری متفرق همی کند مجموع ۵

ز درد پا نتوانم ز پای خم برخاست
شدم به حکم حرج فارغ از سجود و رکوع ۶

بیاورید و به پیکار در کشید مرا
که من ز نسخه دیوان فطرتم موضوع ۷

چو مست آمدم از خنب خانه مبدا
مکن ملامتم این جا مگوی نا مشروع ۸

در اعتقاد نزاری خلاف جایز نیست
که گفته اند که با اصل خود کنند رجوع ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۲۷ - بیا که می کند از مشرق آفتاب طلوع
گوهر بعدی:شماره ۷۲۹ - بوی بهشت می دمد از جویبار باغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.