هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از شبهایی میگوید که با معشوق گذرانده، دردهای دیرینه را درمان کرده، و از باده و بوسه لذت برده است. همچنین، به جستجوی معنوی و عاقبت خوش اشاره میکند و از زندگی بدون معشوق به عنوان روزگاری سخت یاد میکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی اشارات به باده و بوسه ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۹۰۸ - آن چه شب بود که با دوست به پایان بردیم
آن چه شب بود که با دوست به پایان بردیم
دردِ دیرینه ی دل با سرِ درمان بردیم ۱
باده خوردیم و نخوردیم غمِ دورِ فلک
بوسه دادیم به یک دیگر و دندان بردیم ۲
روزگاری چو سکندر طلبیدیم و چو خضر
عاقبت ره به سرِ چشمه ی حیوان بردیم ۳
در سراپرده ی حوران شبِ خلوت تا روز
نادر آن بود که بی زحمتِ رضوان بردیم ۴
هر شب و روز که بی دوست سرآمد بر ما
زندگی بود که بر خویش به پایان بردیم ۵
از دلِ گم شده هرگز خبری نشنیدیم
تا به امروز که پی با درِ جانان بردیم ۶
سر و تیغ است نزاری به ارادت هیهات
مکن انکار که یک بارِ دگر جان بردیم ۷
دردِ دیرینه ی دل با سرِ درمان بردیم ۱
باده خوردیم و نخوردیم غمِ دورِ فلک
بوسه دادیم به یک دیگر و دندان بردیم ۲
روزگاری چو سکندر طلبیدیم و چو خضر
عاقبت ره به سرِ چشمه ی حیوان بردیم ۳
در سراپرده ی حوران شبِ خلوت تا روز
نادر آن بود که بی زحمتِ رضوان بردیم ۴
هر شب و روز که بی دوست سرآمد بر ما
زندگی بود که بر خویش به پایان بردیم ۵
از دلِ گم شده هرگز خبری نشنیدیم
تا به امروز که پی با درِ جانان بردیم ۶
سر و تیغ است نزاری به ارادت هیهات
مکن انکار که یک بارِ دگر جان بردیم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۰۷ - کار این است که از کارِ جهان آزادیم
گوهر بعدی:شماره ۹۰۹ - تا هوایِ هوایِ می کردیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.