خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر بیان میکند که وصال معشوقش او را سیراب نمیکند و هجرانش نیز اشکهایش را خشک نمیکند. معشوق با خنده پاسخ میدهد که نمیتوان دانست، شاید آبی که رفته بازگردد.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۲ - گفتم که مرا وصل تو نفزاید آب
گفتم که مرا وصل تو نفزاید آب
هجران توأم ز دیده نگشاید آب ۱
خندان خندان گفت که نتوان دانست
باشد که بجوی رفته باز آید آب ۲
هجران توأم ز دیده نگشاید آب ۱
خندان خندان گفت که نتوان دانست
باشد که بجوی رفته باز آید آب ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱ - چون مردمک دیده ام ای در خوشاب
گوهر بعدی:شماره ۳۳ - وقتست که پر زچین شود طرّۀ آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.