خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این گفتوگو، شخصی از معشوق خود میخواهد که او را ببوسد، اما معشوق در پاسخ میگوید که این کار نیازمند پاداش (زر) است. شخص اول ادعا میکند که پولی ندارد، و معشوق در نهایت او را رد میکند و میگوید که درهایش به روی او باز است.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و پیچیدگیهای احساسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۷ - گفتم که مرا بر تو ببوسی نازست
گفتم که مرا بر تو ببوسی نازست
گفتا که زرت چاره اراینت آزست ۱
گفتم: نه تو دانی که مرا زر نبود
گفتا که برو ، اوام را در بازست ۲
گفتا که زرت چاره اراینت آزست ۱
گفتم: نه تو دانی که مرا زر نبود
گفتا که برو ، اوام را در بازست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - تیغ تو که همچو مرگ مردم خوارست
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - اندیشۀ تو چو در دل ما بنشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.