هوش مصنوعی:
در این گفتوگو، شخصی از معشوق خود میخواهد که او را ببوسد، اما معشوق در پاسخ میگوید که این کار نیازمند پاداش (زر) است. شخص اول ادعا میکند که پولی ندارد، و معشوق در نهایت او را رد میکند و میگوید که درهایش به روی او باز است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و پیچیدگیهای احساسی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۹۷ - گفتم که مرا بر تو ببوسی نازست
گفتم که مرا بر تو ببوسی نازست
گفتا که زرت چاره اراینت آزست ۱
گفتم: نه تو دانی که مرا زر نبود
گفتا که برو ، اوام را در بازست ۲
گفتا که زرت چاره اراینت آزست ۱
گفتم: نه تو دانی که مرا زر نبود
گفتا که برو ، اوام را در بازست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۶ - تیغ تو که همچو مرگ مردم خوارست
گوهر بعدی:شماره ۹۸ - اندیشۀ تو چو در دل ما بنشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.