هوش مصنوعی:
شاعر از درد و رنجی میگوید که فصّاد (حجامتکننده) با نشتر زدن به رگهایش ایجاد کرده است. او احساس میکند که خون از رگهایش روان شده و این خون را با دل خود اشتباه گرفته است، زیرا رگی که با جانش پیوند داشت، اکنون آزرده شده است.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به خون و رنج میتواند برای برخی از افراد ناخوشایند باشد.
شماره ۱۵۸ - فصّاد چو بررگ تو نشتر بگماشت
فصّاد چو بررگ تو نشتر بگماشت
خون در تن ازین تغابین نگذاشت ۱
خون دید روان از رگ تو دل پنداشت
کازرده شد آن رگی که با جانم داشت ۲
خون در تن ازین تغابین نگذاشت ۱
خون دید روان از رگ تو دل پنداشت
کازرده شد آن رگی که با جانم داشت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۷ - آمد بر من چو بر کفم زر پنداشت
گوهر بعدی:شماره ۱۵۹ - نقّاش که آن صورت زیبا بنگاشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.