خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق سخن میگوید. او احساس میکند که جانش با یاد معشوق آرام میگیرد و وجودش مانند چنگی است که با آواز معشوق به لرزه درمیآید. شاعر همچنین اشاره میکند که سخنانش مانند گوهرهای ارزشمند هستند و از معشوق میخواهد که ببیند چگونه این سخنان به سوی او بازمیگردند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک کامل زیباییهای ادبی و معنایی این شعر ممکن است به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز داشته باشد.
شماره ۳۲۰ - بر یاد تو جان من چو دمساز آمد
بر یاد تو جان من چو دمساز آمد
چون چنگ همه رگم بآواز آمد ۱
پیش سخنت حدیث گوهر کردم
بنگر تو که چون بروی من باز آمد ۲
چون چنگ همه رگم بآواز آمد ۱
پیش سخنت حدیث گوهر کردم
بنگر تو که چون بروی من باز آمد ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۹ - در زرم چوکس تو بآواز آمد
گوهر بعدی:شماره ۳۲۱ - انگام سحر باد صبا می آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.