خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیقراری و بیآرامی خود در غیبت معشوق میگوید و بیان میکند که آرامش او تنها با یاد معشوق در سحرگاه ممکن است، در حالی که عشق معمولاً آرامشبخش نیست.
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و استفاده از استعارههای شاعرانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری نیاز دارد.
شماره ۵۲۰ - بیزار شدم بی تو زهر آسایش
بیزار شدم بی تو زهر آسایش
خود چون باشد بعشق در آسایش ۱
آسایش من از دم باد سحرست
بیمار دهد وقت سحر آسایش ۲
خود چون باشد بعشق در آسایش ۱
آسایش من از دم باد سحرست
بیمار دهد وقت سحر آسایش ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱۹ - آن سرو که نیست در جهان همتایش
گوهر بعدی:شماره ۵۲۱ - زین پس نکنم شکایت این دل ریش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.