هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و عشق نافرجام مینالد. او از معشوقی با زلف پریشان و دل سنگین میگوید که پیمانشکنی میکند. شاعر با تصاویری مانند «شیشه دل» و «تیشه بر ریشه جان» رنج خود را بیان میکند و در عین حال به عرفان و تسلیم در برابر عشق اشاره دارد. متن پر از استعارههای عاشقانه و عرفانی است و حس شدید emotional pain و longing را منتقل میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند «خون میگریم» و «تیشه بر ریشه جان» ممکن است برای کودکان مناسب نباشد. این محتوا برای نوجوانان و بزرگسالانی که با شعر کلاسیک و مفاهیم عرفانی آشنا هستند مناسبتر است.
شمارهٔ ۵ - برای افتخارالسلطنه - دختر ناصرالدین شاه
افتخار همه آفاقی و منظور منی
شمع جمع همه عشاق به هر انجمنی ۱
به سر زلف پریشان تو دلهای پریش
همه خو کرده چو عارف به پریشان وطنی ۲
ز چه رو شیشۀ دل می شکنی؟
تیشه بر ریشۀ جان از چه زنی؟ ۳
سیم اندام ولی سنگ دلی
سست پیمانی و پیمان شکنی ۴
اگر درد من به درمان رسد چه میشه؟
شب هجر اگر به پایان رسد چه میشه؟ ۵
اگر بار دل به منزل رسد چه گردد؟
سر من اگر به سامان رسد چه میشه؟َ ۶
سر من اگر به سامان رسد چه میشه؟َ
گر عارف «نظام السلطان» شود چه میشه؟ ۷
ز غمت خون می گریم بنگر چون می گریم
ز مژه دل می ریزد ز جگر خون می آید ۸
افتخار دل و جان می آید
یار بی پرده عیان می آید ۹
*** ۱۰
تو اگر عشوه بر خسروپرویز کنی
همچو فرهاد رود در عقب کوه کنی ۱۱
متفرق نشود مجمع دلهای پریش
تو اگر شانه بر آن زلف پریشان نزنی ۱۲
ز چه رو شیشۀ دل می شکنی؟
تیشه بر ریشۀ جان از چه زنی؟ ۱۳
سیم اندام ولی سنگ دلی
سست پیمانی و پیمان شکنی (سست پیمانی و پیمان شکنی) ۱۴
به چشمت که دیده از صورتت نگیرم
اگر می کشی و گر می زنی به تیرم ۱۵
تو سلطان حسن و من کمترین فقیرم ۱۶
گزندم اگر ز سلطان رسد چه میشه؟
گزندم اگر ز سلطان رسد چه میشه؟ ۱۷
ز غمت خون می گریم
بنگر چون می گریم ۱۸
ز مژه دل می ریزد
ز جگر خون می آید ۱۹
به سر کشتۀ جان می آید
خون صد سلسله جان می ریزد ۲۰
شمع جمع همه عشاق به هر انجمنی ۱
به سر زلف پریشان تو دلهای پریش
همه خو کرده چو عارف به پریشان وطنی ۲
ز چه رو شیشۀ دل می شکنی؟
تیشه بر ریشۀ جان از چه زنی؟ ۳
سیم اندام ولی سنگ دلی
سست پیمانی و پیمان شکنی ۴
اگر درد من به درمان رسد چه میشه؟
شب هجر اگر به پایان رسد چه میشه؟ ۵
اگر بار دل به منزل رسد چه گردد؟
سر من اگر به سامان رسد چه میشه؟َ ۶
سر من اگر به سامان رسد چه میشه؟َ
گر عارف «نظام السلطان» شود چه میشه؟ ۷
ز غمت خون می گریم بنگر چون می گریم
ز مژه دل می ریزد ز جگر خون می آید ۸
افتخار دل و جان می آید
یار بی پرده عیان می آید ۹
*** ۱۰
تو اگر عشوه بر خسروپرویز کنی
همچو فرهاد رود در عقب کوه کنی ۱۱
متفرق نشود مجمع دلهای پریش
تو اگر شانه بر آن زلف پریشان نزنی ۱۲
ز چه رو شیشۀ دل می شکنی؟
تیشه بر ریشۀ جان از چه زنی؟ ۱۳
سیم اندام ولی سنگ دلی
سست پیمانی و پیمان شکنی (سست پیمانی و پیمان شکنی) ۱۴
به چشمت که دیده از صورتت نگیرم
اگر می کشی و گر می زنی به تیرم ۱۵
تو سلطان حسن و من کمترین فقیرم ۱۶
گزندم اگر ز سلطان رسد چه میشه؟
گزندم اگر ز سلطان رسد چه میشه؟ ۱۷
ز غمت خون می گریم
بنگر چون می گریم ۱۸
ز مژه دل می ریزد
ز جگر خون می آید ۱۹
به سر کشتۀ جان می آید
خون صد سلسله جان می ریزد ۲۰
قالب: چند بندی
تعداد ابیات: ۲۰
۷۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۴ - نکنم اگر چاره
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶ - برای تاج السلطنه - دختر ناصرالدین شاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.