هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و اشتیاق شاعر به معشوق است. او از معشوق میخواهد که نرود و با وجود همه جفاها و سختیها، وفاداری و عشق خود را اعلام میکند. شاعر حتی حاضر است به خاطر رضای معشوق کشته شود و از او میخواهد که به عشق و وفاداری او توجه کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۰۵۱ - بیا که جانِ منی جانِ من بیا بمرو
بیا که جانِ منی جانِ من بیا بمرو
مکن به کامِ رقیبان مکن مرا بمرو ۱
اگر رضایِ تو در کشتنِ من است بکش
رضا رضایِ تو دارم بدین رضا بمرو ۲
به هر قفا که دهی شاکرم هلا باز آی
به هر جفا که کنی راضی ام بیا بمرو ۳
به سوزِ سینه ی من مبتلا شوی بنشین
روا مدار بترس آخر از خدا بمرو ۴
اگر به مصلحت از دستِ من بخواهی رفت
به رغمِ مدّعیان از سرِ وفا بمرو ۵
هر آن جفا که ز بیگانه می رود بر من
رواست گو ز دلم داغِ آشنا بمرو ۶
گر از سرِ تو برفت آن که دست گیرت بود
تو باری از سرِ پیمان نزاریا بمرو ۷
مکن به کامِ رقیبان مکن مرا بمرو ۱
اگر رضایِ تو در کشتنِ من است بکش
رضا رضایِ تو دارم بدین رضا بمرو ۲
به هر قفا که دهی شاکرم هلا باز آی
به هر جفا که کنی راضی ام بیا بمرو ۳
به سوزِ سینه ی من مبتلا شوی بنشین
روا مدار بترس آخر از خدا بمرو ۴
اگر به مصلحت از دستِ من بخواهی رفت
به رغمِ مدّعیان از سرِ وفا بمرو ۵
هر آن جفا که ز بیگانه می رود بر من
رواست گو ز دلم داغِ آشنا بمرو ۶
گر از سرِ تو برفت آن که دست گیرت بود
تو باری از سرِ پیمان نزاریا بمرو ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۵۰ - ای چون قدت نخاسته در جویبار سرو
گوهر بعدی:شماره ۱۰۵۲ - گر شبکی نشستمی با بُتِ خویش رو به رو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.