هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و اندوه شاعر نسبت به روزهای سخت گذشته و بیوفایی دیگران سخن میگوید. او از عشق و وابستگیهای نافرجام خود یاد میکند و ستایشی از معشوق دارد که همچون ستارهای روشنگر زندگیاش است. شاعر همچنین از رسوایی ناشی از عشق و دوری از پارسایی میگوید و در نهایت، عشق حقیقی را تنها در پرستش معبود میداند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رسوایی و بیوفایی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۲ - وبال جان اسیران مکن رهایی را
وبال جان اسیران مکن رهایی را
مده به اهل وفا یاد بیوفایی را ۱
به مرگ هم نبریدم به هرکه پیوستم
کسی نخوانده چو من جزو آشنایی را ۲
میسرست وصالت مرا ولی چه وصال
که یاد میکنم ایام بینوایی را ۳
زهی ستاره روشن که دیده شب چو چراغ
تمام کرد به روی تو روشنایی را ۴
مرا ز عشق بتان پیشه مشق رسواییست
فکندهام ز قلم حرف پارسایی را ۵
به جز تو قدسی اگر داده دل به یار دگر
قبول کرده ز بت دعوی خدایی را ۶
مده به اهل وفا یاد بیوفایی را ۱
به مرگ هم نبریدم به هرکه پیوستم
کسی نخوانده چو من جزو آشنایی را ۲
میسرست وصالت مرا ولی چه وصال
که یاد میکنم ایام بینوایی را ۳
زهی ستاره روشن که دیده شب چو چراغ
تمام کرد به روی تو روشنایی را ۴
مرا ز عشق بتان پیشه مشق رسواییست
فکندهام ز قلم حرف پارسایی را ۵
به جز تو قدسی اگر داده دل به یار دگر
قبول کرده ز بت دعوی خدایی را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱ - داده عشقم باده نابی که میسوزد مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۳ - شد دهان شکرگو هر زخم نخجیر ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.