هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، غم و دلتنگی خود سخن میگوید. او از نبودن کسی که بتواند دردهایش را درک کند، گلایه دارد و به دنبال آرامش و تسلی است. طبیعت و عناصری مانند باد، غنچه و آفتاب به عنوان نمادهایی از امید و ناامیدی در شعر ظاهر میشوند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۷ - تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا
تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا
به آفتاب نسب میرسد چراغ مرا ۱
غم تو گر نکشد دامنم ازین کشور
چنان روم که نیابی دگر سراغ مرا ۲
به ناز ناخن اهل ملامتم چه نیاز
چو گر مخونی غم تازه کرد داغ مرا ۳
چو غنچه چند زیم تنگدل ز خاطر جمع؟
نسیم کو که پریشان کند دماغ مرا؟ ۴
دلم ز باد خزان تازه میشود قدسی
چه احتیاج نسیم بهار باغ مرا؟ ۵
به آفتاب نسب میرسد چراغ مرا ۱
غم تو گر نکشد دامنم ازین کشور
چنان روم که نیابی دگر سراغ مرا ۲
به ناز ناخن اهل ملامتم چه نیاز
چو گر مخونی غم تازه کرد داغ مرا ۳
چو غنچه چند زیم تنگدل ز خاطر جمع؟
نسیم کو که پریشان کند دماغ مرا؟ ۴
دلم ز باد خزان تازه میشود قدسی
چه احتیاج نسیم بهار باغ مرا؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - فسون نالهام شب بسته خواب پاسبانش را
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.