هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، بیانگر احساسات شاعر نسبت به فراق معشوق است. شاعر از درد دوری و اشتیاق به دیدار میگوید و از رنجهای عشق سخن میراند. او از سوختن در آتش عشق و داغ دلهایش مینالد و امیدوار است که روزی این فراق به پایان برسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و رنج عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۸ - به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
هزار فتنه ز هر سو شود بلند آنجا ۱
شب فراق تو مهمان آن غمآبادم
که صبح هم نکند میل نوشخند آنجا ۲
مرا چو سینه کنی چاک آنقدر بگذار
که ناخنی شودم گاهگاه بند آنجا ۳
مرا ز صیدگه خود مران که عمری شد
چو حلقه دوختهام دیده بر کمند آنجا ۴
مرا بسوز به محفل برای دفع گزند
که داغ میشوم از گرمی سپند آنجا ۵
گرفته خانه به کوی سهیقدان قدسی
مگر شود نظر کوتهش بلند آنجا ۶
هزار فتنه ز هر سو شود بلند آنجا ۱
شب فراق تو مهمان آن غمآبادم
که صبح هم نکند میل نوشخند آنجا ۲
مرا چو سینه کنی چاک آنقدر بگذار
که ناخنی شودم گاهگاه بند آنجا ۳
مرا ز صیدگه خود مران که عمری شد
چو حلقه دوختهام دیده بر کمند آنجا ۴
مرا بسوز به محفل برای دفع گزند
که داغ میشوم از گرمی سپند آنجا ۵
گرفته خانه به کوی سهیقدان قدسی
مگر شود نظر کوتهش بلند آنجا ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷ - تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۹ - پرهیز ده ز هجر گرفتار خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.