هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و درد فراق جانان میگوید. او از شبهای بیقراری، دلهای پرخون و ایمانی که درگیر بتپرستی است سخن میگوید. همچنین، از زندان تن و نبود عشرت در گلشن زندگی شکایت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند «بت درون پیرهن میپرورد ایمان ما» ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۵۲ - شب شود روز از خیال عارض جانان ما
شب شود روز از خیال عارض جانان ما
شمع گو منت منه بر کلبه احزان ما ۱
بر لب استغفار و در دل نقش روی و زلف یار
بت درون پیرهن میپرورد ایمان ما ۲
دست ما تا با گریبان پارهکردن کرده خو
تار و پود پیرهن بر تن بود زندان ما ۳
گلشن ما جای عشرت نیست ای بلبل برو
جز دل پرخون گلی نشکفته در بستان ما ۴
شمع گو منت منه بر کلبه احزان ما ۱
بر لب استغفار و در دل نقش روی و زلف یار
بت درون پیرهن میپرورد ایمان ما ۲
دست ما تا با گریبان پارهکردن کرده خو
تار و پود پیرهن بر تن بود زندان ما ۳
گلشن ما جای عشرت نیست ای بلبل برو
جز دل پرخون گلی نشکفته در بستان ما ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - دل دیوانه کی در گوش گیرد پند دانا را
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - غمش فشانده ز دامن غبار ننگ ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.