هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و پر از درد و رنج عشق است که در آن شاعر از بسته بودن راه‌های امید، سختی‌های هجران و عشق نافرجام می‌گوید. او از زبان بیدلان، بسته بودن غنچه‌ها در برابر باد و ناامیدی از آسمان سخن می‌گوید و در نهایت به لذت عشقبازی اشاره می‌کند، هرچند که پایان آن دردناک است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

شماره ۱۴۵ - لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشاید

لب عاشق به حرف شکوه بیداد نگشاید
زبان بیدلان چون غنچه از هر باد نگشاید ۱

چنین کز شش جهت راه امیدم بسته شد ترسم
که بر من آسمان هم ناوک بیداد نگشاید ۲

دل آسوده را محبت کی به جوش آرد
فسون، بند از زبان سوسن آزاد نگشاید ۳

ز بیدردی نبستم لب از افغان شام هجرانش
دم آخر، گره چون بر زبان افتاد، نگشاید ۴

ز قید عشقبازی لذتی دیدم که می‌خواهم
پس از بسمل‌شدن هم بند من صیاد نگشاید ۵

ره غم می‌روی قدسی، ز دلتنگی چه سود افغان
جرس را عقده دل هرگز از فریاد نگشاید ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۴ - نظر بر آینه خوبان چو بی‌نقاب کنند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۶ - بی روی تو کارم همه با دیده تر بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.