هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، با استفاده از تصاویر طبیعی و نمادین مانند غنچه، لاله، صبح و شب، به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق و دردهای عشق میپردازد. شاعر از جدایی، داغ دل، و اشتیاق به وصال سخن میگوید و با اشاره به نمادهای مذهبی و عرفانی مانند کعبه و دیر، به جنبههای معنوی عشق نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۶۷ - غنچه بی لعل تو زندانی گلشن باشد
غنچه بی لعل تو زندانی گلشن باشد
لاله را بی تو گل داغ به دامن باشد ۱
صبح را با شب ما تیره سرانجامی چند
سینه بیمهرتر از سینه دشمن باشد ۲
دانی ای دل که چه خونها به دل غنچه کنم
داغهای جگر لاله گر از من باشد ۳
همنشین پندت اگر نیست، کمِ بخیه مگیر
تازه کن زخم مرا، گرچه به سوزن باشد ۴
زنگ بیگانگی از آینه ما بردند
آشنارویی ما بر همه روشن باشد ۵
از پی ناقه، فغان جرسم برد از هوش
ناله دل نرم کند، گرچه ز آهن باشد ۶
نسبت کعبه و دیرم نبود دور از هم
سبحه در دستم و زنار به گردن باشد ۷
از تماشای بتان بی تو تسلی نشوم
گرچه نظارهام از چشم برهمن باشد ۸
شب وصل تو ز نظاره نمیگردد سیر
دیده چون شمع اگر تا مژه روشن باشد ۹
بس که تاثیر ندارد نفسم چون قدسی
نشکفد غنچه، صبا گر نفس من باشد ۱۰
لاله را بی تو گل داغ به دامن باشد ۱
صبح را با شب ما تیره سرانجامی چند
سینه بیمهرتر از سینه دشمن باشد ۲
دانی ای دل که چه خونها به دل غنچه کنم
داغهای جگر لاله گر از من باشد ۳
همنشین پندت اگر نیست، کمِ بخیه مگیر
تازه کن زخم مرا، گرچه به سوزن باشد ۴
زنگ بیگانگی از آینه ما بردند
آشنارویی ما بر همه روشن باشد ۵
از پی ناقه، فغان جرسم برد از هوش
ناله دل نرم کند، گرچه ز آهن باشد ۶
نسبت کعبه و دیرم نبود دور از هم
سبحه در دستم و زنار به گردن باشد ۷
از تماشای بتان بی تو تسلی نشوم
گرچه نظارهام از چشم برهمن باشد ۸
شب وصل تو ز نظاره نمیگردد سیر
دیده چون شمع اگر تا مژه روشن باشد ۹
بس که تاثیر ندارد نفسم چون قدسی
نشکفد غنچه، صبا گر نفس من باشد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - دل داشت ز بخت سیه امید، غلط کرد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - کی غم دهر خراب می نابم دارد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.