هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق نافرجام و دردهای آن سخن میگوید. شاعر از ناکامیهای خود در عشق و تأثیرات عمیق آن بر روح و روانش مینالد. او از جذابیتهای معشوق و ناتوانی خود در رسیدن به او سخن میگوید و این احساسات را با تصاویر زیبا و استعارههای غنی بیان میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۱۸۵ - تا عشق مرا بر سر بازار نیاورد
تا عشق مرا بر سر بازار نیاورد
حسن از نگه گرم، خریدار نیاورد ۱
پهلو به صبا میزند این حرف که گویم
با شانه، که از زلف تو یک تار نیاورد ۲
در خواب، سر زلف تو بسیار گرفتم
جز خواب پریشان ثمری بار نیاورد ۳
داغم که چرا جاذبه ناله بلبل
گل را به چمن از سر بازار نیاورد ۴
از نرگس جادوگر او تا به مسیحا
صدبار خبر برد که یکبار نیاورد ۵
قدسی نکنی شکوه ز سودای محبت
تسبیح که برد از تو که زنار نیارود؟ ۶
حسن از نگه گرم، خریدار نیاورد ۱
پهلو به صبا میزند این حرف که گویم
با شانه، که از زلف تو یک تار نیاورد ۲
در خواب، سر زلف تو بسیار گرفتم
جز خواب پریشان ثمری بار نیاورد ۳
داغم که چرا جاذبه ناله بلبل
گل را به چمن از سر بازار نیاورد ۴
از نرگس جادوگر او تا به مسیحا
صدبار خبر برد که یکبار نیاورد ۵
قدسی نکنی شکوه ز سودای محبت
تسبیح که برد از تو که زنار نیارود؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - دل خواست که برخیزد ازان کو، بتر افتاد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - بر سر پیمانه غم هرگز این صحبت نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.