هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از ذوق محبت، رشک، حسرت، گریه و حیرانی میگوید و آرزو میکند که ای کاش شرایط به گونهای دیگر بود تا از این دردها رها شود.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و اصطلاحات شعری دارد که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک است.
شماره ۱۸۸ - در دل بوالهوس ار ذوق محبت میبود
در دل بوالهوس ار ذوق محبت میبود
عاشق از رشک گرفتار چه محنت میبود ۱
جای می ساقی اگر خون جگر میدادی
آن زمان بر سر پیمانه چه صحبت میبود ۲
چشم حیرانشدهام طالع آیینه نداشت
ورنه عکس تو درین چشمه حیرت میبود ۳
غم ز دل رفت که این روز سیاه آمد پیش
کاش این آینه را زنگ کدورت میبود ۴
هیچکس نوبر لطف تو نمیکرد، اگر
با مَنَت لطف به اندازه حسرت میبود ۵
گریهام فرصت نظّاره نمیداد امشب
سیر میدیدمش ار ... فرصت میبود ۶
غیر از گریهام افتاده به غیرت قدسی
کاش یک چشمزدن بر سر غیرت میبود ۷
عاشق از رشک گرفتار چه محنت میبود ۱
جای می ساقی اگر خون جگر میدادی
آن زمان بر سر پیمانه چه صحبت میبود ۲
چشم حیرانشدهام طالع آیینه نداشت
ورنه عکس تو درین چشمه حیرت میبود ۳
غم ز دل رفت که این روز سیاه آمد پیش
کاش این آینه را زنگ کدورت میبود ۴
هیچکس نوبر لطف تو نمیکرد، اگر
با مَنَت لطف به اندازه حسرت میبود ۵
گریهام فرصت نظّاره نمیداد امشب
سیر میدیدمش ار ... فرصت میبود ۶
غیر از گریهام افتاده به غیرت قدسی
کاش یک چشمزدن بر سر غیرت میبود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷ - کس چرا بیهده با مردم عالم باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۹ - سزد چو جلوه حسنت نظارهخواه شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.