هوش مصنوعی: این شعر از عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. شاعر از جدایی و درد عشق می‌نالد و امید به بازگشت معشوق دارد. تصاویری مانند برگشتن آفتاب از دیوار، پیوستن پرگار و خط، و برگشتن نیش خار، همه نمادهایی از عشق و رنج هستند. همچنین، ترس از تغییر احساسات و تبدیل غم به شادی نیز در شعر دیده می‌شود.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و نمادها نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات کلاسیک فارسی دارند.

شماره ۲۰۳ - رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد

رسد گر بر لبم جان، چون رسی، ناچار برگردد
بیا تا آفتابم از سر دیوار برگردد ۱

چنان از خوی او شد برطرف آیین پیوستن
که با هم سربه‌سر ننهاده خط، پرگار برگردد ۲

ز بس طبع جفا نازک شد از همراهی خویت
چو گل پهلو زند بر خار، نیش خار برگردد ۳

به نوعی روی دل سوی تو آوردم که می‌ترسم
سوی دل مردمان دیده را رفتار برگردد ۴

غمش در خاطر از بس مانده، ترسم خرمی گردد
که بر شاخی چو ماند میوه‌ای بسیار، برگردد ۵

سخن زان غمزه گویا بر زبان دارد، که قدسی را
نفس آید سلامت بر لب و افگار برگردد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - گفتم از عشقت کشم دامن گریبان‌گیر شد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - شکیب عاشقان، معشوق را دیوانه می‌سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.